امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

خط شکنان:همین که پیراهن را بهش دادیم، آن را بو کرد و شهید شد.

در حرم امام رضا(علیه السلام) بودیم. یکی به من گفت: آقابابائی اینجا بود. گفتم که حاج اکبر مریض هستند و تهران در بیمارستان بستری هستند. گفت که نه، من الان اینجا دیدمش. گفتم صبر کن زنگ بزنیم تهران و بپرسیم. تماس گرفتیم گفتند: همین الان، حاج اکبر شهید شده.

خب ما رمز و رموز این قضیه را نمی دانستیم که چی هست؟

دو سال بعد از آن رفتیم اصفهان با مسئولین استان یزد سرکشی بیت شان، حاج آقا صدر_ که الان در بنیاد شهید هستند وآن زمان نماینده آیت الله خاتمی در تیپ الغدیر بودند_ ، راجع به شهادت حاج اکبر از خانم شهید سؤال کردند.

خانمشان گفت: روز های آخر خیلی علاقه داشت بیاید زیارت امام رضا و پزشک هم اجازه نمی داد. تا این که من و مادرش پیراهنش را برداشتیم و آمدیم مشهد و به کمک خدام به ضریع امام رضا(علیه السلام)تبرک کردیم و برگشتیم تهران. همین که پیراهن را بهش دادیم، آن را بو کرد و شهید شد.

موفقیت های شهید از نظر سردار رحيم صفوي :

او در اين عمر پر بركت و كوتاهش از جهاد در سه جبهه ، سرافراز و ظفرمند بر مشكلات فائق آمد .

1- در جبهه مبارزه با ضد انقلاب و دشمنان داخلي در سخت ترين شرايط كردستان

2- در جبهه دشمنان خارجي از قبيل عراق و آمريكا

3- در جبهه ديرين مبارزه با نفس

در حسرت آخرين بوسه :

ثمره ازدواج او دو دختر به نام زينب و زهرا هستند. در آخرين روزهاي زندگي وقتي زينب با دسته گلي به ملاقات پدر آمد ، در همان حال با نهايت ناتواني گفت : زينبم بيا تا تو را ببوسم .

اما دريغ كه تواني براي بوسيدن دخترش را هم نداشت و در حسرت آخرين بوسه به فرزندش ماند . هنگام تشييع و تدفين پيكر پاكش ضجّه    بابا،باباي او صحنه هاي روز عاشورا را جلوه گر مي ساخت .

صدقه :

هر روز را با صدقه آغاز مي كرد و اگر كسي دست بسويش دراز مي كرد هرگز او را نااميد نمي ساخت ، حتي به گدايان كوچه و بازار هم صدقه مي داد .

وقتي نسبت به اين كار او اعتراض مي كرديم مي گفت : مطمئن باشيد اگر نياز نداشت دستش را دراز نمي كرد .

Template Design:Dima Group