امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

چون پدر و مادر و يا خواهر و برادري ندارم تا برايم گريه كنند ، از دوستان خواهش مي كنم كه كاسه اي يخ بر روي مزارم بگذارند تا به جاي اشك مادر برايم بگريد .

اما شهيد در تشييع جنازة بي سابقه اش در ميان انبوه اشك ديدگان مردم در كنار ساير شهداي اين ديار به خاك سپرده شد .

 

علي محمد رسولي زاده درپنجم هر ماه سال 1345 در خانواده اي مستضعف و پايبند به اصول و دستورات الهي در شهيديه ميبد ديده به جهان گشود . وي پس  از سپري كردن دوران كودكي وارد دبستان شد و پس از ان دوران راهنمايي را هم گذرانيد . در همين اوقات پدر خود را از دست داد و به همين علت مدرسه را رها كرد و به خاطر فقر مالي و اقتصادي خانواده به كار كردن پرداخت .

 

علي محمد  در زمان انقلاب به طور فعال در راهپيمايي ها شركت مي كرد و در پخش اعلاميه  و نوارهاي امام سهم داشت  . پدر شان ( حاج فرج الله‌)مؤذن و خدمتگزار مسجد جامع شهيديه بود و علي محمد پس از فوت پدر اين مسئو ليت را بر عهده گرفت  و هچنين در مجالس مذهبي به طور فعال شركت مي كرد  . هنگامي كه به  16 سالگي رسيد ازدواج كرد . بعد از ازدواج براي زيارت امام زاده داود به همراه خانواده اش عازم سفر شد  كه در حادثة دلخراش تصادف مادر خود را از دست داد  .

فوت پدر و مادر براي علي محمد ضايعة سنگيني به شمار مي  آمد و او كه در اين هنگام بسيار احساس تنهايي  مي كرد براي اولين بار عازم جبهة جنوب شد  . در اين هنگام خداوند به او پسري عطا كرد و شهيد به ياد پدر  نام او را فرج الله گذاشت  و بعد از چند روز دوباره رهسپار جبهه   شد . در دهة محرم در مراسم تعزيه خواتي  نقش حمزة سيد الشهدا را ايفا كرد .

شب  عاشورا علي محمد در محل تمرين نمايش در خواب مي بيند كه سيدي اسب سوار او را به نام صدا مي زند و مي گويد : علي محمد تو شهيد خواهي شد و به او قول مي دهد كه در جبهه طريقة شهادت او را بگويد  . شهيد در ظهر عاشورا عازم جبهه مي شود و براي سومين بار عازم كوشك مي شود .

علي محمد از نظر اخلاقي بسيار مهربان و صبور و خوش اخلاق بود . از ويژگي هاي او اين بود كه در انتخاب دوست بسيار دقت مي كرد و دوستان او از لحاظ ايمان و اخلاق  نمونه بودند  . وي بسيار مذهبي بود و به زيارت امام رضا علاقة زيادي داشت به طوري كه در دوران زندگي 27 بار به زيارت امام رضا مشرف شده بود . يكي از دوستان شهيد نقل مي كند كه : « شب قبل از شهادت علي محمد من نزديك او خوابيده بودم و شنيدم كه شهادتين را به زبان    مي آورد ، صبح روز بعد وقتي دوستان از او سؤال مي كنند ، او در جواب مي گويد كه سيد  به قول خودش عمل كرد . »  ظهر همان روز علي محمد لباس رزم مي پوشد و عازم منطقه مي شود كه در منطقة عملياتي ميمك در تاريخ 25/7/63 بر اثر تر كش خمپاره شهادت مي رسد .

شهيد در نامه اش خواسته كه فرزندش را خوب تربيت كنند تا ادامه دهندة راه پدر و پيرو اسلام و ولايت فقيه باشد . در قسمت ديگري از وصيت نامه اش نوشته است :

چون پدر و مادر و يا خواهر و برادري ندارم تا برايم گريه كنند ، از دوستان خواهش مي كنم كه كاسه اي يخ بر روي مزارم بگذارند تا به جاي اشك مادر برايم بگريد .

اما شهيد در تشييع جنازة بي سابقه اش در ميان انبوه اشك ديدگان مردم در كنار ساير شهداي اين ديار به خاك سپرده شد .

Template Design:Dima Group