امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

آقا در جبهه

 

به روايت سردار سرتيپ شهيد حاج اكبر آقا بابايي / سومين فرمانده شهيد تيپ مستقل 18 الغدير

مقام معظم رهبري در سال 1360 ابتداء به سنندج تشريف آوردند و سپس به مريوان رفتند ايشان به محض ورود با برادران رزمنده در سنندج ديدار كردند و در بلوار شبلي براي رزمندگان سخنراني فرمودند . در آن روزها افراد كمي به كردستان مي آمدند و يك حالت غربت و مظلوميتي بر آن جا حاكم بود ، چون جنگ جنوب شروع شده بود و همۀ حواسها به آنجا بود و كسي سراغي از بچه هاي رزمنده در كردستان نمي گرفت ، ولي آن حضورٍ ‏؛ آقا اثرات عجيبي در روحيه رزمندگان داشت . در آن ديدارها «آقا» كه رئيس جمهور و رئيس شوراي عالي دفاع بودند با يك صميميت و مهرباني با بچه ها مي نشستند و در خطوط مقدم و  خطرناك ترين نقاط ، حضور پيدا مي كردند .

اين شهامت و جوشش ، رزمنده ها را به وجد مي آورد و آنان را به دفاع از مرزهاي كشور ، ترغيب مي كرد . در خط مقدم جبهه « دزلي » دشمن متوجه حضور ايشان شده بود ، با انواع توپ و هواپيما آنجا را زير آتش گرفت اما آقا با خونسردي و بي اعتنا به هياهوي دشمن ، به بازديدهاي خود ادامه دادند . پيش از آغاز عمليات بدر ؛ بعد از مانور و تمرينات به اتفاق برادران به مشهد رفتيم ، يك سفر 24 ساعته بود ، شب تا صبح را در حرم بوديم ، حرم خالي و خلوت بود ، فرماندهان همه بودند : شهيد خرازي ، شهيد باكري ، شهيد عباس كريمي ، شهيد جعفرزاده ، شهيد كاوه و بعضي ديگران از برادران بودند كه من نامشان يادم نيست . آن شب در حرم مطهر ، شبي استثنائي و توأم با معنويت  بود . صبح بلافاصله سوار هواپيما شديم و به تهران آمديم و خدمت امام رسيديم ، ايشان براي ما سخنراني كردند و صبحانه را در بيت ايشان

 

خورديم ، در آن جا يك حالت خاصي بود كه هيچگاه يادم نمي رود . ناهار را درخدمت مقام معظم رهبري رفتيم كه آن موقع رئيس جمهور بودند . ناهار چلوكباب بود و دسر ميوه هم پرتغال بود . آقا خودشان بر سر سفره تشريف داشتند ولي از چلوكباب نخوردند بلكه فقط نان و ماست خوردند نه اين كه حالا نمي خواستند يا دوست نداشتند بلكه از روي زهد و خود نگهداري بود . اين براي من خيلي جالب بود كه مهمانان «آقا» همه چلوكباب مي خوردند و خود ايشان نان و ماست     مي خورد .

يكي از نمونه هاي زهد ايشان را كه من ديدم در تيپ «الغدير» بود هنگام نماز جماعت بود ، وقت نماز فرا رسيد ، مرحوم حضرت              آيت ا... خاتمي تشريف داشتند ، هرچه مرحوم آيت ا... خاتمي اصرار كردند «آقا» امام جماعت شوند ، قبول نكردند ، بلكه ايشان اصرار زياد داشتند كه مرحوم آيت ا... خاتمي ، پيش نماز باشند . بالاخره نماز جماعت به امامت آيت ا... خاتمي برگزار شد و بعد از آن ، آقا سخنراني كردند و در بين صحبتها فرمودند : يكي از دلايلي كه به تيپ الغدير آمدم ديدن آيت ا... خاتمي بود ، چون من حدود سي سال هست كه اين مرد را مي شناسم و هر وقت مي خواهم روحيه بگيرم به حضورشان         مي رسم .

يك مورد ديگر اين بود آقا توي جمعي كه علما و مرحوم آقاي خاتمي هم بودند سفره انداخته شد شام هم چلومرغ و ماست يزدي بود ، يادم است غير از مرحوم آقاي خاتمي كه مريض بودند و اصلاً چيزي نخوردند همگي آقايان خوردند (آقاي خاتمي اواخر عمرشان بود ، ايشان در جبهه مريض شدند و ديگر بهبود پيدا نكرده و به رحمت خداوند

رفتند ، هواي گرم جبهه خيلي ايشان را اذيت كرد ، چون پيرمرد بود و قوه و توان جسمي كمي داشت ) اما مقام معظم رهبري فقط ماست كيسه اي يزدي خوردند و آن هم خيلي كم ! اينها براي ما مهم و عجيب بود .

Template Design:Dima Group