امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

سال 41 در یکی از محله های جنوب شهر اصفهان به دنیا آمد. بنا به گفته ی پدر و مادرش، با آمدن او، درهای رحمت و برکت هم به روی خانواده گشوده می شود. شرکت پرشور و جذاب در مراسم مختلف مذهبی، یکی از خصوصیات او در همان اوان کودکی است.

 

همزمان با ورود به دبستان، توفیق می یابد تا در جلسات پربار قرآن که در خانه ی شهید مهدی نمازی زاده تشکیل می شده، شرکت کند. او همواره شکل گرفتن شخصیت دینی و موفقیت های معنوی اش را مدیون حضور در همین جلسات قرآنی می دانسته است.

یکی از مشاغلی که از همان دوران دبستان و در ایام تعطیل به آن اشتغال می یابد، شغل سنگبری بوده است. در واقع همین کار و فعالیت در کنار تحصیل، وجودش را برای تحمل سختی های آینده آماده می ساخت.

در سال های اوج گیری انقلاب، در اموری مانند: تظاهرات، پخش اعلامیه و ... نقش فعالی را ایفا می کند. در سال های 56 و 57 با حضور در تشکیلات مخفی، در عملیات های مسلحانه علیه رژیم شرکت می کند.

در اولین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، یکی از مهره های اصلی کمیته و سپاه پاسداران اصفهان می شود. همزمان با شکل گیری پادگان پانزده خرداد در این شهر، پس از گذراندن دوره ای کوتاه در تهران به عنوان مربی سلاح و تاکتیک، در آن پادگان مشغول به کار می شود.

سال 58 به دنبال شروع غائله کردستان، همراه یک گردان نیروی تازه نفس، راهی آن خطه می شود و با به عهده گرفتن مسوولیت عملیات در سنندج، خدمات شایانی در پاکسازی این شهر از لوث وجود ضد انقلاب می نماید. همین آغازی می شود برای ماندگار شدن در این استان محروم و مصیبت زده. ولی این ماندگاری مانع از حضورش در جبهه های جنوب نمی گردد. وی از طریق ارتباطی که با بچه های واحد اطلاعات-عملیات لشکر چهارده داشته است، شب های عملیات، خودش را به مناطق جنوب می رساند و پس از اتمام عملیات، سریع بر می گشت به کردستان.

سال 62 فرماندهی کل عملیات ناحیه شمال غرب و کردستان به او محول می شود. تا هنگام پایان یافتن مدت این ماموریت، در بیش از سی و پنج عملیات پاکسازی غرب کشور حضوری فعال می یابد.

آن برگوار در دوران حضورش در کردستان رنج و مصیبت بسیاری می بیند که جز با مدد گرفتن از نیروی ایمان و معنویت، کسی از عهده ی تحمل آن ها بر نمی آمده است. پس از آن وی را به فرماندهی تیپ صد و ده شهید بروجردی بر می گزینند که از این طریق در اکثر عملیات های غرب و جنوب کشور، مثل والفجر 9 حضور می یابد.

بین سال های 66 تا 68 به سمت فرماندهی تیپ الغدیر منصوب می گردد و پس از آن، عمده ترین مسوولیتش جانشینی لشکر چهارده امام حسین (ع) می باشد. او که در طول دوران جنگ در بیش از 60 عملیات شرکت می جوید با داشتن افتخار 70درصد جانبازی در سحرگاه چهارم شهریور 75 به خاطر از کار افتادن کبد و برخی عوارض دیگر ناشی از صدمات مجروحیت شیمیایی بوده است، به فیض شهادت نایل می آید.

همچنین آن بزرگوار در دو عملیات کربلای 1 و کربلای 5 بدون هیچ گونه مسوولیتی به عنوان یک رزمنده عادی شرکت می کند.

Template Design:Dima Group