امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

سلام ای چکاوک سنگرهای غرب و جنوب، سلام ای غریب کردستان، ای همنشین هورالعظیم و هورالهویزه، سلام ای مفسر عشق، ایمان و ایثار، سلام ای داغدار عصر عاشورا و ای غریب آشنای جبهه‌ها، یادمان نمی‌رود در هوای سرد «گرده‏رش» برایمان از عملیات آینده می‏گفتی و نوید پیروزی می‏دادی. هنوز سخنانت در گوشمان است که به تقوا و صبر و ایثار در عملیات «بیت المقدس2» نوید می‌داد. خوشا بحالت ای سردار که با شهادت از این دنیای خاکی رخت بربستی. اما در این زمان با نام تو می‌توان به یاد تو بود. نامی که سرشار از گذشت، فداکاری و ایثار است. کسانی می‌توانند مظلومیت تو را درک کنند که همگام با تو باشند. براستی که اینان شهیدانند. و شهیدان، یاران خود را می‏شناسند.

اینک به یاد اسوه‌ای از ایثار، رشادت، جوانمردی و شجاعت، یار ولایت و یاور محرومین به روایت و حکایت زندگی‏اش می‏پردازیم:

سردار آقابابایی در سال 1340 در یکی از محلات فقیرنشین اصفهان چشم به جهان گشود. دوره ابتدائی و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان صارمیه همان شهر به اتمام رساند. در طول تحصیل به کارهای فرهنگی، ورزشی علاقه وافری داشت. قرآن را با صدای خوب تلاوت می‌کرد. در ایام تعطیلی به کار می‌پرداخت. مبارزه سیاسی را در همان دوران دبیرستان آغاز نمود.

وی از دانش‌آموزان فعال شهر اصفهان بود. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شروع به فعالیت کرد. سپس به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و به عنوان مربی آموزش در پادگان غدیر اصفهان به آموزش پاسداران پرداخت. با اوج‌گیری غائله کردستان به سنندج اعزام شد و معاونت عملیات ناحیه کردستان را بر عهده گرفت. وی در ادامه خدمت خود در سپاه، در مسئولیت‏های فرماندهی تیپ 110 شهید بروجردی، فرماندهی تیپ پیروز الغدیر، قائم مقام لشکر 14 امام حسین (ع) و معاونت عملیات نیروی قدس انجام وظیفه نمود.

وی در سال 1367 در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته مهندسی پذیرفته شد؛ ولی با توجه به مسئولیت‏های مهم از ادامه تحصیل بازماند. بار دیگر در سال 1370 در کنکور شرکت نمود و در رشته علوم سیاسی، علیرغم مسئولیت‏های خطیرش از قبیل جانشینی فرماندهی لشکر 14 امام حسین (ع)، به تحصیل ادامه داد.

با اینکه می‌دانست چند صباحی به پایان عمرش باقی نمانده است، با آن حال وخیم و سینه پردردش، لحظه‌ای از تحصیل بازنماند؛ بطوری‌که موفقیت وی در دروس، تحیّر استادان و دانشجویان را برانگیخته بود.

وی در برنامه‏ریزی دقیق، منظم و کوشا، و در بین بسیجیان به سنگ صبور مشهور بود. کمک نمودن به همنوعان خود را بدون هیچگونه چشم‌داشتی وظیفه شرعی می‏دانست. عبادت و عرفان، احساس و صدق وی، بین تمامی دوستان مشهور و زبانزد همه یارانش بود. به ولایت عشق می‏ورزید و در اطاعت از فرماندهی لحظه‏ای غافل نمی‏شد.

یکی از برجسته‌ترین خصوصیات سردار رشید اسلام حاج اکبر آقابابائی را می‌توان جاذبه او نام برد. کمتر کسی را می‌توانید پیدا کنید که حتی یک بار با او مواجه شده و شیفته رفتار و اخلاق نیکوی او نشده باشد. در اولین برخورد بگونه‌ای رفتار می‌کرد که گویا سالهاست که تو را می‌شناسد. حتی کسانی که او را ندیده بودند شیفته اخلاق و مرامش بودند.

آن شهید والامقام که وجودش آئینه تمام نمای ایمان، اخلاص، تقوی، صفا و صمیمت، ایثار و مجاهدت بود، عمر پربرکتش را در پرتو پیروی از ولایت امر، وقف انقلاب اسلامی و دفاع از آرمان‌های مقدس آن نمود و با حضور پرصلابت خویش در جبهه‌های نور علیه ظلمت و دیگر صحنه‌های سرنوشت ساز انقلاب، حماسه‌ها آفرید.

سردار رشید حاج اکبر آقابابایی سرانجام سحرگاه پنجم شهریور ماه 1375 در حالی که زیارت عاشورا را زمزمه می‏کرد، با سینه‏ای پردرد ناشی از آثار شیمیایی در عملیات کربلای 5، سر به دامان مولا نهاد و به سوی عرش رحمان عروج کرد. اگر چه فقدان این شهید عزیز ضایعه‌ای بس جبران‌ناپذیر است؛ ولی معراج ملکوتی و شهادتش برای همرزمان و پویندگان راهش، درس دیگری از دفتر عشق بود. در پایان چند جمله‌ای از وصیتنامه وی را مرور می‌کنیم.

«این وصیت نامه را در حالی می‌نویسم که عازم مأموریتی هستم، به منطقه‌ای که اسلام عزیز سالها در غربت به سر برده است و برای رشد آن نیاز به جهاد و شهادت است. از او که صاحب مرگ و حیات است خواستارم این حقیر گنهکار را به لطف و مرحمت خود بخشیده و شهادت که فخر اولیاء الهی است، نصیبم گرداند.

عزیزانم بدانید، دشمنان اسلام با بهره‌گیری از زر و زور، در پی آنند که شما را از گذشته درخشان خود مأیوس سازند و شما را به سمت دنیای پر از نیرنگ خود کشانده و از مسیر حق جدا سازند.»

Template Design:Dima Group