امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

خط شکنان: در یکی از روزهای سال63 جلسه ای در مقر ناحیه2 بسیج سپاه داشتیم تا برای کمک به جبهه اقدامی انجام دهیم. روسای تمام صنوف را جمع کرده بودیم تا هر کدام کمکی کنند. حدود صد نفر می شدند. پدرم هم همراه با جمعی از کاسب های محل در آن جلسه بودند.

حدود200 میلیون تومان کمک نقدی و غیرنقدی جمع آوری شد. قرار شد شهید شریفی از وزارت دفاع حواله ماشین تویوتا و آمبولانس بگیرد و یک روز هم ماشین ها را در خیابان قیام بگذاریم برای تبلیغات، بعد هم بفرستیم جبهه.

جلسه که تمام شد پاسی از شب گذشته بود. هوا هم سرد بود. شهید شریفی خواست به خانه برود که یادش آمد در منزلشان نفت ندارند و یادش رفته نفت کوپنی بگیرد.

گفت: من یک 20 لیتری نفت از ناحیه بسیج می برم شما هم این کوپن من و وجه آن که 45 ریال است و کرایه آن را بگیرید، فردا نفت بخرید و جایگزین کنید.

با اینکه کمک فراوانی برای جبهه جمع کرده بود می گفت: حساب بیت المال از این موضوعات جداست.

راوی: محمدصادق نیکونژاد

Template Design:Dima Group