گل مفقود من

تو و بالي شكسته خوش بحالت        تني زخمي و خسته خوش بحالت
دلت از آسمون بود و تنت خاك        دلت از تن گسسته خوش بحالت
چه زيباست اين دل كندن و آن رسيدن! چه زيباست وصال! چه زيباست آسماني شدن!
ما را چه شده است؟ غم از دست دادن شما آسماني‌ها را نه از ياد بلكه از دل نيز برده‌ايم! ديگر چشم به راه نيستيم! ديگر شعر «كجاييد اي شهيدان خدايي» را همنوا نمي‌شويم! اما آنها خود دست بردار نيستند و هر روز مي‌‌‌آيند و نشان مي‌‌‌دهند كه اگر ما از آنها دست برداريم و دل بريده‌ايم آنها از ما نبريده‌اند، همان گونه كه حسين(ع) و زينب(س) كربلا وعده‌گاه وصالشان بود، امروز هم شهيدان مي‌‌‌آيند تا بار ديگر نشان دهند كه وصال هدفشان بوده، وصال معبود.
بيائيم با كاروان آسماني شهدا به آسمان نگاه كنيم، به خدا، به ملكوت، به عشق، به خدا.
اينها را با خود مي‌‌‌گويم و به دنبال كاروان شهدا به راه مي‌‌‌افتم، در حالي كه زمزمه‌اي زيبا گوشم را نوازش مي‌‌‌دهد. مادر پير شهيدي با خود چنين مي‌‌‌گويد:
گل مفقود من اي كربلايي    شهيد من، شهيد نينوايي
12 سال تموم چشم انتظاري    نشستم گريه كردم تا بيايي
اشك امانم نمي‌دهد، مادر شهيد مي‌‌‌گريد و همراهش عكس شهيد، پسر مفقودش

نويسنده:سيد محمد تقي قريشي
Template Design:Dima Group