امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

احمد خواستار

 

خاطرات عمليات بدر مورخ 19/12/1363 – منطقه هور الهويزه

عمليات بدر در ساعت 23 تاريخ 19/12/1363 با رمز مقدس « يا فاطمه الزهرا» در منطقه هور شرق رودخانه دجله با اهداف انهدام وسيع نيروهاي دشمن و تصرف و تأمين هورالهويزه و كنترل جاده بصره – العماره آغاز شد . هور منطقه اي است آبگرفته ، عمق آب از نيم متر تا سه متر مي رسيد با توجه به نيزاري بودن آن بسيار زيبا بودfآبآ . آبراه هاي توسط ايران و عراق احداث گرديده بود در عمليات بدر چهار آبراه عمده به نامهاي كميل ، بدر ، صفين و حنين مورد استفاده نيروهاي اسلام گرديد چهار روز قبل از عمليات مأموريت شناسايي آبراه كميل به الصخره عراق به تيپ 18 الغدير واگذار شد . سه نفر از نيروهاي اطلاعات تيپ 18 الغدير به همراه نيروهاي لشكر 14 امام حسين (ع) تا پل اتوبان بصره العماره رفته و منطقه را به طور كامل شناسايي كردند ما نيز در عقبه خودي نسبت به آبراهها كاملاً توجيه شديم . هم اكنون ساعت 4 بعد از ظهر مورخ 18/12/63 مي باشد كليه نيروها مجهز به تجهيزات جنگي ، لباس ضد شيميايي و جريقه نجات با روحيه عالي سوار قايق و آماده حركت از شط علي به آبراه كميل مي باشند اينجانب به عنوان نيروي راهنمايي سوار قايق شدم . ساعت 5 بعداز ظهر دستور حركت داده شد بعد از طي مسافتي كوتاه به اول آبراه كميل رسيديم هم اكنون ساعت 18 مي باشد همگي ساكت و آرام كف قايق ها نشسته بوديم هر قايق 8 نفر سوار كرده بودند طبق دستور فرمانده نماز مغرب و عشاء داخل قايق ها خوانده شد هم اكنون ساعت 20 مي باشد دستور حركت به سوي دشمن صادر شد روي موتور قايق ها يك پتو انداخته شد تا صداي آن كمتر شود قايق ها آرام آرام آب را شكافته ما را به دشمن نزديكتر مي كردند بعد از طي مسافتي فرمان توقف صادر شد قايق ها به نيروهاي لشكر 14 امام حسين (ع) رسيده بودند هم اكنون ساعت 22 شب مي باشند سكوت محض بر منطقه حاكم است بجز صداي قورباقه ها و جيرجيرك ها ، لحظه هاي به كندي مي گذشت هر كس در ذهن خود فكرها از قبيل وصيت نامه ، پيروزي ، شهيد شدن و ... مي كرد هم اكنون ساعت 22:50 دقيقه شب مي باشد . بي سيم ها روشن شد سكوت كامل راديويي اجرا شد هم اكنون ساعت 23 شب مي باشد صداي رمز عمليات به نام يا ا... ، يا ا... ، يا ا... ، يا فاطمه الزهرا (س) شنيده شد چند لحظه بعد نيروهاي غواص با دشمن درگير شدند و منطقه از هر طرف آتش رد و بدل مي شد . شب مانند روز توسط منورهاي دشمن روشن شد . ساعتي بعد پاسگاههاي دشمن به تصرف قواي اسلام در آمد و فرمان حركت به ما داده شد . بعد از چند كيلو متري پيشروي باز به علت مقاومت دشمن در پاسگاه داخل آبراه توقف نموده و بعد از تصرف پاسگاه فوق به سوي دشمن حركت كرديم هوا در حال روشن شدن بود خشكي عراق از دور ديده مي شد چند دقيقه بعد به منطقه البيضه عراق رسيديم هنوز نيروها كاملاً پياده نشده بودند كه دستور دادند تي 18 الغدير بايد به منطقه الصخره برود . دوباره سوار قايق شديم و به طرف الصخره حركت كرديم آفتاب در حال طلوع كردن بود هواپيماهاي ملخي دشمن وارد آسمان منطقه شد و مرتب به طرف قايق ها كاليبر مي گرفتند و در مواردي بمباران مي كردند اين هواپيماها قدرت مانور خوبي داشتند هم اكنون ساعت 6:30 صبح مورخ 19/12/63 قايق هاي ما در حال پيشروي به سوي الصخره مي باشند . چند پيج آبراه كه طي نموديم به كمين داخل آب رسيديم چند سرباز عراقي كشته شده بودند خشكي منطقه از دور نمايان شد در همين لحظه چند فروند ديگر هواپيماي ملخي عراق آسمان منطقه را اشغال نموده و مرتب منطقه را كاليبر مي گرفتند قايقي كه ما سوار بوديم مرتب بر اثر بمباران هواپيماها از آبراه منحرف مي شد و داخل نيزارها مخفي مي شديم . چند لحظه بعد قايق پشت سر ما مورد هدف هواپيما قرار گرفت و منهدم شد و همگي نيروها داخل آن آتش گرفته و شهيد شدند هم اكنون ساعت 7 صبح مي باشد ديوار جلو قايق به دژ خشكي عراق برخورد كرد به سرعت همگي پياده شديم منطقه حالت ال شكل بود . از نيروهاي پياده دشمن خبري نبود تعداد زيادي از نيروهاي عراقي اسير شده بودند كه اكثراً با لباس شخصي بودند از دور چند دستگاه دشمن در حال جابجايي بودند از آتش عقبه خودي خبري نبود چون عمق منطقه بيش از 40 كيلومتر بود . هم اكنون ساعت 9 صبح مي باشد . فرمانده تيپ برادر حاج ابراهيم جعفر زاده دستور استقرار نيروها را صادر كرد و تعدادي از نيروهاي زبده در حال پيشروي به سوي رودخانه دجله بودند هم اكنون ساعت 10 صبح مي باشد . از آتش دشمن خبري نيست به جز پرواز بي امان هواپيماهاي پي . آر . سي دشمن. فرمانده تيپ به برادر جواد كمالي مسئول اطلاعات دستور داد تعدادي از نيروهاي اطلاعات را بردارد و به عقب بازگرداند . براي راهنمايي مابقي گردانها . هم اكنون ساعت 10:30 صبح مي باشد كه من به همراه حاج فتحعلي فلاح مسئول محور ، جواد كمالي مسئول اطلاعات و برادر عبداللهي از نيروهاي اطلاعات سوار قايق4 شده به سوي عقب حركت كرديم در بين راه چند مرتبه توسط هواپيماهاي دشمن مورد هدف قرار رگفتيم و برادر عبداللهي كه سكان دار قايق بود شهيد شد به هر حال ساعت 13:30 بعد از ظهر به منطقه ساحلي شط علي رسيديم عقبه خودي نيز از بمباران دشمن بي نصيب نبود و چند نوبت عراق منطقه را بمباران شيميايي زد آن روز شب شد و فردا مورخ 21/12/63 هم اكنون ساعت 13:30 دقيقه بعد از ظهر مي باشد توسط جانشين واحد دستور داده شد تا من و برادر فلاح تفتي ( نامبرده در عمليات كربلاي 5 به شهادت رسيد ) 4 نفر از برادران ديده بان توپخانه را به منطقه برسانيم ساعت 13:30 توسط قايق به سوي دشمن حركت كرديم سكان قايق را برادر فلاح به عهده گرفت . به راه خود ادامه داديم حدود 800 متر به خشكي و خط درگيري فاصله داشتيم كه بر اثر انفجار گلوله نزديك قايق موتور آن از كار افتاد جهنمي بود داخل آب با ايثار يكي از برادران سكان دار قايق ما به وسيله پاروئي كه نيروهاي داخل آن قايق سر آن را گرفته بودند و سر ديگر آن را ما گرفته بوديم بكسل شده و الحمد ا... سالم به خشكي رسيديم . فوراً اسلحه را برداشته و به سوي دشمن شليك نموديم خشابهاي زيادي قبل از عمليات فشنگ گذاري شده بود و داخل جعبه هاي مهمات جاسازي شده بود كه كنار دستمان بوداز اين لحاظ هيچگونه مشكلي نبود ولي بر اثر حجم آتش بسيار سنگين دشمن مي بايست اسلحه را بالاي خاكريز گرفته و شليك مي كرديم . هلي كوپتر هاي عراق در حال جابجايي خودروهاي سبك بودند كم كم آتش توبخانه دشمن روي خاكريز كم شد ولي در عوض آتش نيروهاي پياده صد برابر شد هوا كاملاً تاريك شده بود و صداي تكبير يكي از برادرها كه مسئول خمپاره 81 از لشكر 14 امام حسين (ع) بود مرا از شليك وا داشت گفت عراقي ها دارند فرار مي كنند سر از خاكريز بالا آورده و نگاه كردم ديدم تعدادي نيرو كه حدود 8 متر از ما فاصله داشتند روبه دشمن و پشت به ما در حال حركتند باور نكردم اينها عراقي هستند آري به خير گذشت عراق تا چند متري خاكريز ما آمده بود كه با مقاومت قواي اسلام تلفات سنگيني داد و به عقب رانده شد . قابل ذكر است كه برادر فلاح تفتي با روحيه حيرت انگيز زير اين آتش سنگين دشمن در حال تعمير قايق بود . هم اكنون ساعت 8:20 دقيقه شب است انگار در اين منطقه جنگي رخ نداده چون از آتش خبري نبود و چند نفر از برادران مجروح را سوار قايق كردم و به مقصد شط علي حركت نموديم حدود 4 كيلومتر از اورژانس دور شده بوديم كه لنج اساكره تيپ 18 الغدير رسيديم نيروهاي لجستيك داخل آن بودند اساكره نسبتاً بزرگي بود و داخل آن پر بوداز مهمات آماده شده و جيره هاي جنگي با برادر صالح آبادي صحبت كرديم . كه هر چه سريعتر مقداري مهمات به خط اول برساند سپس به راه خود ادامه داديم تا به مقصد برسيم آبراهها به وسيله چراغ فانوس علامت گذاري شده بود مرتب قايق ها در حال تردد بودند چگونه مي توان اين زيباييها را توصيف كرد ولي هور بسيار زيبا بود ساعت حدوداً 1:30 شب به شط علي رسيديم بعد از پياده شدن از قايق به سوي سنگر اجتماعي خودمان كه حدوداً 50 متر از اسكله فاصله داشت حركت كرديم لحظه اي بعد به سنگر رسيده و وارد شديم تعدادي از بچه ها در حال خواندن نماز بودند چراغ فانوس را برداشته و به طرف دستشويي رفتيم ( دستشويي داخل آب نصب گرديده بود ) سپس وضو گرفته وارد سنگر شديم بعد از صرف شام خوابيديم صبح زود جهت اعزام به منطقه الصخره كنار اسكله آمديم روحيه ها عوض شده بود سپس متوجه شديم برادر حاج ابراهيم جعفر زاده فرمانده تيپ 18 الغدير به شهادت رسيده است . سرانجام عمليات بدر در محور الصخره بعد از چهار شبانه روز جنگ و درگيري كه با پاتك هاي بسيار سنگين عراق مواجه بود پايان يافت و رزمندگان اسلام به اهداف خود كه تصرف جاده خندق و سلطه بر جاده مهم بصره – العماره بود دست يافته و در اين محور عمليات پايان يافت .

والسلام

احمد خواستار

Template Design:Dima Group