امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

احمد خواستار

شرح مختصري از عملكرد گردان ضدزره الحديد در عمليات بيت المقدس 2 ( غرب كشور استان سليمانيه عراق )

 

-         مأموريت گردان در عمليات بيتالمقدس 2 ( پشتيباني آتش و رزم نزديك )

-         هدف عمليات آزادسازي ارتفاعات غرب شهر ماووت عراق

-         تاريخ ابلاغ مأموريت از رده ما فوق به گردان 3/10/66

-     چهارم ديماه : سازماندهي نيروها به سه گروهان به نامهاي خضر ، زهير ، حمزه ( با توجه به كوهستاني بودن منطقه و دشواري ساخت سنگر و موضع سلاححهاي تعدادي نيرو در قالب گروهان خضر به منظور احداث سنگر و موضع سلاحها وحمل و نقل مهمات مربوط سازماندهي شدند . گروهان زهير : منظور پشتيباني از آتش قبل از عمليات و پدافند از منطقه تصرف شده جديد سازماندهي گرديدند )

-         گروهان حمزه به منظور شكرت در عمليات سازماندهي گرديدند .

-         بررسي منطقه جهت احداث سنگرهاي اجتماعي وغيره .

پنجم ديماه : تكرار آموزش نظامي در خصوص سلاحهاي نيمه سنگين و موشكي و غيره براي نيروهاي با تجربه و شروع به آموزش اوليه براي نيروهاي جديد .

ششم ديماه : بررسي و شناسايي نقاط آسيب پذير دشمن

هفتم ديماه : انتخاب موضع قبض ها جهت پشتيباني از آتش

هشتم ديماه : شروع با احداث سنگرهاي اجتماعي انفرادي و احداث كانال و موضع سلاحهاي نيمه سنگين و موشكي توسط گروهان خضر

هيجدهم ديماه : ساخت كليه سنگرهاي مورد نظر

بيستم ديماه : پايان آموزش و رزمايش تمريني به صورت صامت .

بيست و يكم ديماه : استقرار قبضه ها در موضع هاي مربوطه

بيست و دوم ديماه : تأمين مهمات مورد نياز و آوردن آن كنار قبضه هاي و زاغه مهمات در ارتفاعات گرده رش .

بيست و سوم ديماه : استقرار نيروهاي گروهان پشتيباني آتش ( زهير در خط مقدم )

بيست و چهارم ديماه : كليه نيروهاي گروهان حمزه ( رزم نزديك ) با مجهز شدن به تجهيزات انفرادي در خط مقدم استقرار يافته

بامداد 25/10/1366 شروع عمليات بيت المقدس 2 بارمز مبارك يا زهرا

ساعت    بامداد رمز عمليت ازطريق بي سيك توسط سردار شهيد حاج اكبر آقا بابايي اعلام شد چند لحظه بعد رزمندگان ايلام با عبور از موانع طبيعي و مصنوعي بسيار سخت از قبيل كوههاي صعب العبور پوشيده شده ز برف رودخانه خروشان ميادين مين متعدد تله هاي انفحاري سنگرهخاي كمين و يسم هاي خاردار از پشت يورش بي امان خود را با مواضع دشمن آغاز مي كنند . در حاليكه بر اثر بارندگي شديد رودخانه قلا قوچان طغيان كرده بود و 5/1 متر برف نيز منطقه را سفيد پوش كرده بود . دشمن زبون هراسان با شليك گلوله هاي منور منطقه را مانند روز روشن كرده بود . ساعت 5 بامداد دستور پيشروي به گردان الحديد داده شد بدون وقفه دستور اصلاح شده و نيروها با سلاح هاي مربوطه كه از قبل آماده نموده بودند با قاطر به طرف منطقه درگيري حركت كردند با توجه به اصل غافلگيري رزمندگان اسلام دشمن بعثي در محاصره افتاد و مقاومت آنها از هم پاشيده شد به جز تعدادي كه در ارتفاع قاميش در حال مقاومت بودند كه نيروهاي گردان الجديد با شليك پي در پي موشك اس پي جي مقاومت آنها را در هم كوبيده و فرار را بر قرار ترجيح دادند و از همان ساعت اوليه صبح رزمندگان اسلام به كليه اهداف از پيش تعيين شده دست يافتند . و مقر زرهي عراق در يال قاميش به دست گردان ضدزره الحديد افتاد .و طبق دستور سردار شهيد حاج اكبر آقا بابايي گردان الحديد در آن اسقرار يافت . اين مقر در زير يال قاميش كه داراي نهر آبي زلال كه زا بالاي كوه به پايين سرازير بود و تعدادي درخت كنار نهر قرار داشت كه باعث زيبايي خاصي در ‌آن منطقه شده بود در قمست ديگر يال تعدادي سنگر اجتماي احداث شده بود يك حمام چوب در قمست ديگر نهر احداث شده بود . در آن لحظه باران آرام آرام شروع به باريدن كرد نيروها در سنگرهاي عراقي مستقر گرديدند ولي مكاني براي در آمان ماندن قاطرها كه رد آن منطقه براي ما حكم بالگرد داشتند نداشتيم . چشمم به يال سمت چپ افتاد و از دور چندورقه آهن نمايان بود به يكي از برادرها به نام حمزه شفيعي گفتم برو جستجو كن ببين اين پلت است يا چيز ديگري در آن لحظه ماشين غذا رسشيد و غذاي آنروز پلو مرغ بود . جند لحظه بعد صداي هله هله عراقيها از دور شنيده شد . چشم من به ارتفاع افتاد و تعجب كرد چيزي در حدود چهل پنجاه نفر عراقي با سر دادن شعارهاي اناءمسلم ، الموت صدام به سمت ما مي آمدند در حالي كه دستهايشان به علامت تسليم روي سرشان بود وقتي نزديكتر آمدند ديديم حمزه شفيعي پشت سرشان با يك اسلحه كلاش مي آيد و حمزه گفت در بالا چند سنگر اجتماعي عراقي ها بر اثر ريزش برف كاملاً استتار شده بود و خود عراقي ها مرا صدا زدند و تسلمي شدند اسرائ را به خط كرديم هر كدام از آنها عكس زن و بچه هايشان را نشان مي دادند و سلاح آنها به جز گريه چيز ديگري نبود و سپس غذاي آن روز تقسيم شد و به اسراء عراقي داديم بعد از صرف غذا يكي از رزمندگان به نام حسين غفوري كه هم اكنون استاد دانشگاه مي باشد و ايشان به زبان عربي تسلط كامل داشت و بازجويي اوليه از فرمانده گروهان عراق كه يك سروان بود شروع شد سپس آن سروان نيروهايش را طبق دستور به خط كرد و يك از جلو نظام نظامي داد و سپس توسط چند تن از نيروها به كمپ اسراء منتقل شدند و نيروهاي گردان تعدادي سلاح جهت استقرار به بالاي ارتفاع بردند روز بعد مورخ 26/10/66 هنگاميكه شهيد بزرگوار حسين جعفري و يكي ديگر از برادران جهت شناسايي منطقه به جلو رفته بودند و در حاليكه به سمت ارتفاع در حال حركت بودند صداي يك سرباز عراقي آنها را ميخكوب مي كند و آن عراقي با نشان دادن پا به زبان عربي و با اشاره به آنها مي فهماند كه منطقه مين گذاري شده است و سپس محوري را به آنها نشان داده و خود راتسليم مي كند و بعد به منطقه اي كه سه نفر ديگر از رفقايش بودند مي برد و هر چهار نفر كه بر اثر شدت سرما و گرسنگي در حال دشواري بودند خود راتسليم مي كنند چند روز بعد سردار شهيد مأموريتي در ارتفاع الاغ لوبه گردان الحديد واگذار نمود ، با توجه به اسقرار دشمن روي يالهاي كوجار نيروهاي ايران كاملاً در تير رس ديد و تير دشمن قرارداشتند به همين جهت ما شبانه با يك دستگاه تويوتا به طرف منطقه مورد نظر حركت نموديم حدود 8 كيلومتر كه رفتيم به رودخانه اي رسيديم با توجه به نداشتن پل ، في امان ا... به آب زده و سالم به آن سوي رودخانه رسيديم بعد از طي نمودن مسافتي به يالهاي كوجار رسيديم چراغهاي ماشين را خاموش كرده و حركت كرديم به جايي رسيديم كه دشمن بر ما مسلط بود از ما شين پايده شده و به راه افتاديم به خط اول نيروهاي خودي رسيديم يكي از بچه هاي تهران در حال توجيه كردن خط بود كه دشمن به طرف ما شليك كرد واز شعله اسلحه دشمن متوجه نزديك بودن دشمن شديم . شهيد حسين جعفري جهت بررسي در منطقه ماند و ما به طرف قاميش بازگشتيم شب دوم حركت كرده و خود را به خط رسانديم شهيد حسين جعفري منطقه را كاملاً بررسي كرده بود و محل استقرار قبضه را كاملاً مشخص كرده بود و روي كالك رسم نموده بود و سپس به ارتفاع قاميش بازگشتيم صبح روز بعد حدمت سردار شهيد آقا بابايي رفتيم و گزارش پيشرفت كا را ارائه نموديم و بعد از تأييد ايشان شب سوم تعدادي از نيروها را جهت احداث سنگر به منطقه برديم چند شب بعد در منطقه ماندند و سنگر ها آماده گرديد و تعدادي از نيروها در آن سنگر مستقر گرديدند . 48 ساعتي بود كه هوا باراني بود و ما مي بايست به منطقه الاغ لو مي رفتيم شب با جمال وافي حركت كرديم از چند رودخانه كوچك گذشتيم و به رودخانه اصلي رسيديم في امان ا... حركت كرديم در همان موقع سيلابي آمد و كنترل از دست راننده گرفته شد ما سه نفري خود را به بالي ماشين رسانديم و آب ما را با خود مي برد به جايي رسيديم كه ماشين به سنگ بزرگي كه نزديك ساحل رودخانه بود برخورد كرد و از حركت ايستاد . ما خود را به داخل خشكي پرت كرديم و خوشبختانه مقر جهاد سازندگينزديك رودخانه بود و تراكتوري با سيم بكسل آمد و ماشين را از آب سالم بيرون آورد و اجباراً به عقبه در ارتفاع قاميش بازگشتيم و به استراحت پرداختيم صبح پيامي از بي سيم به دست گردان رسيد كه جلسه شوراي فرماندهي رأس ساعت 8:30 برگزار مي گردد رأس ساعت خود رااز مقر به جلسه رسانديم و فرمانده يگان شهيد حاج اكبر آقا بابايي فرمودند به تيپ مأموريتي در منطقه مريوان واگذار نمودند و مأموريت اين منطقه به يگان ديگري محول شده و گفتند جلسه شوراي تيپ فردا رأس ساعت 14 در مريوان برگزار مي شود و سپس به همه واحدها دستور دادند كه طبق سازمان مشخص شده در جلسه همگي تا قبل از ظهر فرداد در منطقه مريوان مستقر شوند .

والسلام

احمد خواستار

Template Design:Dima Group