شهید «حسن احمدی» در نامه‌ای نوشته است: در این‌جا (جبهه) قرآن و دین تو را شناختم، در این‌جا تو را دیدم و معنی واقعی شهادت و زندگی اصلی را درک کردم، نویدت را شنیدم که شهدا مرا به مهمانی خود می‌خوانند.

رزمندگان جان برکف استان یزد با حضور در جبهه‌های جنگ تحمیلی و در دفاع از اسلام و کشور اسلامی، کارنامه درخشانی از خود به یادگار گذاشتند و نیز در این راه شهدای بسیاری تقدیم اسلام و انقلاب شد؛ یکی از این شهدا «حسن احمدی» است.

شهید «حسن احمدی» سال ۱۳۶۲، ۱۸ سال بیشتر سن نداشت که در عملیات «والفجر ۲» در «پیرانشهر» در سمت فرمانده دسته تخریب، براثر اصابت ترکش به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر پاکش در گلزار شهدای «محسن خان» به‌خاک سپرده شد.

نامه‌ای از شهید «حسن احمدی»:

به نام تو که پاسدار حرمت خون شهیدان و در هم کوبنده ظلم و ستم و فسادی

با درود به شهیدان به خون خفته از صدر اسلام تاکنون و شهدای به خون غلطان در صحرا‌های کربلای ایران و سلام بر معلولین و مجروحین این جنگ تحمیلی و بر رزمندگان جان بر کف اسلام، این پاسداران حق و سلام بر رهروان و پیام‌رسانان شهدا و بر امام امت خمینی بت شکن. خدایا با یاد تو و برای تو، به سوی جبهه‌های جنگ حق علیه باطل شتافتم.

در این‌جا بود که مقصدم را کامل شناختم و فهمیدم واقعاً عجب نعمتی خدا نصیب بنده ضعیف و معصیت کارش نموده است.

در این‌جا قرآن و دین تو را شناختم، در این‌جا تو را دیدم و معنی واقعی شهادت و زندگی اصلی را درک کردم، نویدت را شنیدم که شهدا مرا به مهمانی خود می‌خوانند.

حال که می‌بینم تو مرا می‌خوانی و به من نعمت فضل و کرامتت را عطا کردی، چگونه باید شکرگزاری نمود؟

هیچ راهی به نظرم نرسید جز این‌که در برابر کوچک‌ترین نعمت تو جانم و زندگی‌ام را قربانی راه و دین تو نمایم که این هم بزرگ‌ترین نعمتی است که تو به بنده خود عطا کردی. پس چه کار کنم؟ جز این‌که سرم را به خاطر معصیت‌هایم به زیر بیافکنم و چون همیشه از تو بترسم و خجالت بکشم، پس پر کشیدم و نعمت شهادت را با آغوش باز پذیرفتم و فریاد برمی‌آورم که «اگر خون من نمی‌تواند بر رشد درخت اسلام بیافزاید، پس از خشک شدن آن جلوگیری نماید».

و حال پروردگارا! از مرحمت و بزرگیت مرا ببخش و این چند قطره خون و این جان بی‌ارزش مرا که به راه تو قربانی نمودم، بپذیر.

انتهای پیام/

 

Template Design:Dima Group