خط شکنان: کربلای 4 لو رفت و اوضاع به هم ریخت. شهید و زخمی زیاد بود و من پریشان و حیرت زده کنار رودخانه اروند ایستاده بودم که یک رزمنده در حال فرار از چیزی بود که به من اشاره کرد و فریاد زد: جی او ... جی او

من مات و متحیر مانده بودم که این واژه یعنی چی؟

عربیه ؟ لاتینه؟ اصلا منظورش از این کلمه چیه؟ هر چه عصابیت و جدیت آن بنده خدا بیشتر می شد من هم بیشتر گیج می شدم.

حسابی کلافه شده بودم و می خواستم با پرتاب سنگ جوابش رو بدم که ناگهان با صدای زمخت و گوشخراشی در جا میخکوب شدم:« سلم نفسک»

بعد از مدتها اسارت در زندان عراق تازه فهمیدم که آن رزمنده به لهجه دزفولی به من می گفت: بپر تو آب، بپر تو آب!

یکی نبود بگه آخع اگه قشنگ بهم می گفتی : عراقیا! بپر تو آب. چی می شد؟ من هم 4 سال اسارت نمی کشیدم.

منبع: نشریه منازل الشهدا

Template Design:Dima Group