افرادي را ديده بودم كه موقع نماز شب خواندن، محافظه‌كاري مي‌كردند، تا مبادا ديگران بفهمند و ريا شود. آهسته مي‌آمدند و آهسته مي‌رفتند و يا اگر كسي متوجه مي‌شد، با شوخي و كنايه مانع از لو رفتن قضيه مي‌شدند. اما اين يكي ديگر خيلي بي‌رودربايستي بود، شب كه مي‌شد، بالاي سر بچه‌ها مي‌ايستاد و مي‌گفت: «زود باشيد بخوابيد، مي‌خواهم نماز شب بخوانم.»
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها)

Template Design:Dima Group