http://khatshekanan.ir/uploads/uploads/155029-orig.jpg

من و همرزمانمان با لنگه کفش و شکل‌های مختلفی حمله کردیم و دوربین‌هایشان را شکستیم و توانستیم از یک فاجعه تبلیغاتی علیه کشور و نظاممون پیشگیری کنیم.

به گزارش خط شکنان، جنگ بود و بسیاری از مردان این مرز و بوم در جبهه‌های جنگ و خطوط خطر، جانبازی و ایثار می‌کردند و همان‌ها کلید حل مشکلات بودند؛ آنها برای عمل تکلیف‌شان رفته بودند و خوب هم به آن عمل کردند. در ادامه به مناسبت ساگرد ورود آزادگان به میهن اسلامی با یکی از آزادگان یزدی گفتگویی صورت گرفته است که در زیر آن را مرور خواهید کرد.

دفاع پرس: لطفاً خودتان را معرفی کنید؟

سید حسین فرمی باف، متولد سال 1343 دارای تحصیلات فوق لیسانس در رشته ادبیات هستم و هم  اکنون در دانشگاه آزاد اسلامی یزد مشغول به تدریس هستم.

دفاع پرس: در چه عملیاتی و چگونه اسیر شدید؟

در سال 61 در عملیات محرم در منطقه ده نورد اسیر شدم. در مرحله پنجم عملیات محرم زمانی که در حال پیش روی بودیم  در منطقه‌ای بین دره با چهار نفر دیگر از همرزمان در برابر دشمن مقاومت کردیم  ولی به علت جراحتی که به ما وارد شده بود به فاصله نیم ساعت در محاصره  آنان قرار گرفتیم و در نهایت  مجبور به تسلیم شدیم. من را به مدت 8 سال در اردوگاه عنبر که واقع در یکی از شهرهای استان رومادی عراق است را به اسارت بردند. در این منطقه 10 اسارتگاه وجود داشت.

دفاع پرس: در زمان اسارت از رزمندگان یزدی هم کسی بود؟

بله تقریباً  30 نفر از استان یزد بودند که در عملیات مختلف اسیر شده بودند که بعضی از آنها  قبل و بعضی بعد از ما اسیر شدند. کسانی که همزمان با من اسیر شدند آقای دهستانی،  احمدی،  احرامیان، باقری،  وزیری و برادران صدیقی بودند.

دفاع پرس: آیا خاطرای جالبی از دوران اسارت خود دارید؟

دوران اسارت که به هر حال خاطرات تلخ و شیرین زیادی داشت، هم روزهای  خوب داشت و هم روزهای تلخ.

سخت ترین دوران اسارت ما زمانی بود که بعد از پذیرش قطعنامه 598 خبر رحلت حضرت امام(ره) را شنیدیم که در آن شرایط  و محیط خفقان شنیدن این خبر بسیار برایمان سخت و دشوار بود.

بهترین دوران اسارت من مربوط به زمانی بود که مشرف شدم به زیارت امام حسین(ع) و امیرالمومنین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع)؛ بهترین روز های زندگی ما را این ایام تشکیل داد.

دفاع پرس: شکنجه‌ها به چه شکل بود؟

بحث شکنجه امری طبیعی است هرکسی که در آن شرایط قرار می‌گرفت حتی کسانی که کمک‌هایی به عراقی‌ها کردند و خبرهایی را برایشان بردند تحت شرایطی شکنجه می‌شدند.

موارد متعددی  از شکنجه را داشتیم  سلول انفرادی تقریباً برای حدود سه نوبت که هر نوبتی حدود 10 تا 15 روز بود همچنین شکنجه های روحی و جسمی هم شامل می شد.

اتفاقاتی که برای  من جالب بود  این بود در یکی از مناسبت های خاص  که عراقی ها برای فیلم برداری به اردوگاه  آمده بودند و قصد سوء استفاده تبلیغاتی علیه نظام را  داشتند، من و همرزمانمان  با لنگه کفش  و شکل‌های مختلفی حمله کردیم  و دوربین‌هایشان را شکستیم و توانستیم از یک فاجعه تبلیغاتی علیه کشور و نظام پیشگیری کنیم.

به هر حال روز خیلی خوبی بود. در آن زمان واکنش عراقی‌ها این بود که  درب اتا ق‌ها  را بسته، آب را قطع کردند و حتی برخی از اسراء را زندانی کردند و همچنین تا 48 ساعت به ما غذا ندادند.

زمانی که آزاد شدیم و وارد خاک ایران شدیم  یکی از روزهای به یاد ماندنی بود، آنقدر این خاک بوی صفا، صمیمیت و همرزمانمان را می‌داد که  وقتی  از اتوبوس پیاده می‌شدیم  بچه ها خود را روی زمین می‌انداختند و بوسه بر این خاک مقدس می‌زدند.

دفاع پرس: شما به عنوان یک آزاده، پیامتان به نسل چهارم انقلاب چیست؟

پیام من به عزیزانی که امروز هم سن سال آن روزگار ما را دارند، این است که باید واقعیت‌های دوران دفاع مقدس و حقایق موجود در دیگاه‌ها و اندیشه‌های حضرت امام(ره) را مطالعه کنند که خود به خود به حقایقی دست پیدا می‌کنند که تبعاً برای آینده آنها مفید  و مسمر ثمر خواهد بود.

Template Design:Dima Group