:گفتگو با محمدرضا کلانتری سرچشمه، دارنده‌ی آرشیو بی‌نظیر از آثار دفاع‌مقدس/ گفتگو و تنظیم : محمد دهشیری/

اشاره:

در یک بعدازظهر دم‌کرده‌ی تیرماه، که هُرم گرمای شهر، دیگر آرام‌آرام جای خود را به خنکای مطبوع غروب می‌سپرد، میهمان مردی شدیم از تبار مردان سخت‌کوش و با همت کویر.

آقای محمدرضا کلانتری‌سرچشمه، با همت و حوصله‌ای که در مردم نجیب یزد سراغ داریم، سال‌ها است که هر چه از فرهنگ تصویری دفاع‌مقدس توانسته، آرشیو کرده. از نامه‌های رزمنده‌ها و آزادگان تا پوسترها و کارت عروسی‌ها، پلاک و... و هنوز هم به دنبال خطی، نشانی، نامه‌ای و یا کارت‌پستالی از آن دوران است.

وقتی قدم به خانه‌اش گذاشتیم و با این حجم از یادگاری‌های آن دوران مواجه شدیم، گذر زمان را احساس نکردیم و دیدار ما تا پاسی از شب به درازا کشید.

 

ماحصل دیدار چهار ساعته‌ و گفتگوی مختصر ما را با رزمنده‌ی آن روزها و استاد دانشگاه امروز، بخوانید:

 

ضمن معرفی، سوابق و تحصیلات خودتان را بفرمایید.

بنده محمدرضا کلانتری سرچشمه، سال 1343 در یزد به دنیا آمدم. دوران ابتدایی را شهرستان میبد، راهنمایی را اردکان و دبیرستان را در شهرستان زارچ به اتمام رساندم. بعد از آن فوق‌دیپلم را در امور تربیتی یزد، لیسانس زمین‌شناسی را دانشگاه کرمان و فوق‌لیسانس سنگ‌شناسی را در تهران گذراندم. از سال 62 شغل معلمی را برگزیدم و از سال 1375 تدریس در دانشگاه‌ها را هم شروع کردم. در حال حاضر در پنج دانشگاه و مرکز آموزشی عالی درس آشنایی با دفاع‌مقدس و درس‌های زمین‌شناسی را تدریس می‌کنم.

از سال 1356 به خاطر فعالیت‌های انقلابی دایی‌هایم و با توجه به مهارت مختصر خودم در خطاطی، نشریه‌نویسی و... در جریان فعالیت‌های انقلاب اسلامی قرار گرفتم و بعد از پیروزی انقلاب نیز با بسیج همکاری کردم. از سال 1361 پایم به جبهه‌ها باز شد و چند صباحی خدمت رزمندگان اسلام بودم.

کار جمع‌آوری و آرشیو نمودن آثار فرهنگی مربوط به انقلاب و دفاع‌مقدس را از چه زمانی شروع کردید؟

با توجه به فعالیت‌های خطاطی و نشریه‌نویسی، از دوران انقلاب شروع به جمع‌آوری پوسترها، نشریات و روزنامه‌‌ها می‌کردم ولی چون اتاقم ظرفیت نگه‌داری همه‌ي آن‌ها را نداشت و از طرف دیگر حوادث جنبی باعث می‌شد هر چند وقت یک‌بار این مجموعه‌ها را پاک‌سازی کنم و یا تعداد زیادی از کتاب‌هایم را به کتابخانه‌ها اهدا کنم. باید عرض کنم در بسیاری از این موارد، جمع‌آوری‌ها هدفمند نبوده و یک موضوع ذوقی و هنری بوده است. به طور مثال در سال 1365 یک روز مجموعه‌ی نامه‌های جبهه که از دوستان در آن چند سال به من رسیده بود را نگاه می‌کردم طرح‌های آن‌ها نظرم را جلب کرد. شروع به جدا کردن و شمارش آن‌ها نمودم و دیدم، نزدیک به هفتاد نوع پاکت نامه دارم. بعد از آن روی پاکت‌ نامه‌ها حساس شدم و در طی بیش از ده سال سیصد نوع پاکت نامه را جمع کردم.

در بسیاری موارد دوستان و هم‌رزمان نیز با شناختی که از من داشتند، عنایت می‌کردند و در این زمینه آثارشان را به من تحویل می‌دادند. از طرف دیگر وقتی در سال 1371 برای ادامه‌ی تحصیل در رشته‌ی سنگ‌شناسی به تهران رفتم، پایم به بعضی مراکز فرهنگی در این شهر باز شد. در بسیاری از این مراکز فقط تابلوی آن‌ها عنوان فرهنگی داشت و از محتوا تهی بودند، ولی یک مرکز کوچک در حاشیه‌ي یک ساختمان قدیمی در خیابان سمیه قرار داشت که هزاران دریا را در خود خلاصه کرده بود. درون یک کانکس، چند میز و صندلی گذاشته بودند و دو اَبَر مرد عرصه‌ی فرهنگ انقلاب اسلامی و دفاع‌مقدس؛ یعنی مرتضی سرهنگی و هدایت‌الله بهبودی در کنج عزلت و اوج غربت دفتر هنر و ادبیات مقاومت را تشکیل داده بودند. آشنایی‌ام با آن دو بزرگوار که اکنون دو دهه از آن زمان می‌گذرد، افق‌های وسیعی را برایم روشن کرد. و با تولد نشریه‌ی "کمان" که تنها مجله‌ي تخصصی در حوزه‌ی ادبیات پایداری بود به جمع مشتاقان آن پیوستم و هر دویست شماره آن را به دقت خواندم. اگر چه کمان بعد از یک دهه بی‌مهری از نفس افتاد، ولی نسلی جدید را در عرصه‌ی فرهنگ و ادبیات پایداری پدید آورد و...

از سال 1376 که کنگره‌ی سرداران شهید استان یزد شروع به فعالیت کرد، با آن‌ها همکاری کردم و بعد از آن از سال 1381 شدم سردبیر نشریه‌ي الغدیریان. 17 شماره‌ی نشریه را تنهایی کار کردم. از نیمه‌ی سال 1384 سردبیری را کنار گذاشتم و شدم عضو شورای سردبیری نشریه‌ی الغدیریان. علاوه بر‌ آن تاکنون بیش از 30 جلد کتاب در حوزه‌ی دفاع‌مقدس و انقلاب اسلامی نیز تألیف کرده‌ام که 20 جلد آن‌ها تاکنون منتشر شده است.

انگیزه و هدف شما از جمع‌آوری این مجموعه‌ها چیست؟

ان‌شاءالله این آثار بتواند گوشه‌ای از فرهنگ دفاع‌مقدس را نمایان سازد. دو جمله‌ی بسیار مهم از مقام معظم رهبری که در فاصله‌ی ده سال از یکدیگر بیان شده، برای من خیلی تکان‌دهنده بود. یکی این جمله‌ای که خطاب به رزمندگان داشتند و فرمودند:

«سؤال من از خودم این است که این از معراج برگشتگان، چقدر می‌توانند آن حال و هوا را پس از سفر من الحق الی الحق حفظ کنند و حتی درست به یاد بیاورند؟ و برای این مقصود عالی از دست ما، چه کاری ساخته است و چه کرده‌ایم؟ البته قصور ما و تقصیر من و امثال من، نمی‌تواند تکلیف دشوار آنان را که خدا محبت خود را بر ایشان تمام کرده، از دوششان بردارد.»

این جمله را در مقدمه‌ی کتاب انگشتر یادگاری که در سال 1383 منتشر شده است، یادآوری کرده‌ام که چراغی فروزنده برای فعالیت من در حوزه‌ی فرهنگ دفاع‌مقدس بوده است.

جمله‌ي دیگری که از مقام معظم رهبری برایم رهگشا بود، درخواستی بود که آقا از پژوهش‌گران و هنرمندان داشتند و عین عبارت معظم‌له چنین است:

«این هشت سال دوره‌ي دفاع‌مقدس، شامل هزاران هزار حادثه است. من می‌خواهم این را از جامعه‌ي فرهنگی و هنری کشور مطالبه کنم که از این هزاران هزار حادثه، لااقل یک فهرست تهیه کنند، بنشینند فکر کنند و در این حوادث جنگ دقت‌نظر هنرمندانه به خرج بدهند، یک فهرست از این حوادث به وجود بیاورند بعد این را بگذارند در قبال کارهای هنری که تا امروز درباره‌ی جنگ شده است که البته خیلی هم ارزشمند است. ببینید که چقدر از این فهرست را پر کرده‌ایم. من اعتقادم این است که اگر این کار صورت بگیرد خواهید فهمید که ما یک هزارم آن‌چه را که درباره‌ی این جنگ می‌باید تبیین کرد و می‌توان تبیین و موشکافی کرد هنوز بیان نکرده‌ایم.»

وقتی این جمله به دستم رسید، بنا به درخواست آقا شروع به تهیه‌ی یک لیست از حوادث و وقایع کردم و یک فرم نظرخواهی تهیه کرده و به جمعی از هنرمندان و صاحب‌نظران دادم. نظرات آن‌ها را جویا شدم و در مجموع به شاخص‌های خوبی رسیدم. بعد از آن، پروژه‌ی بزرگ روزشمار هشت سال دفاع‌مقدس در استان یزد را شروع کردم و تاکنون بیش از هزار صفحه از آن را نوشتم و در نظر دارم این مجموعه را در سال‌های آتی در 4000 صفحه تدوین و منتشر کنم.

برنامه‌ی شما برای نشر این مجموعه‌ها چیست؟

با بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع‌مقدس صحبت کردم و طرحی را برای تدوین و نشر این آثار ارائه داده‌ام و ان‌شاءالله این دفعه به نتیجه می‌رسد. چون در سال 1372 یک طرح جامع برای بنیاد نوشتم و ارائه کردم، ولی به دلایلی اجرایی نشد. اکنون بعد از 18 سال ان‌شاءالله نتیجه بدهد. امیدوارم این آثار در هشت یا ده جلد منتشر شود. جلد اول این مجموعه شامل کارت پستال‌‌ها و بروشورهای دفاع‌مقدس است. جلد دوم آن به نامه‌ها و آثار آزادگان می‌پردازد. جلد سوم شامل نمادهای کاغذی مانند کارت شناسایی، برگ مرخصی، برگ پایاني، دعوت‌نامه‌های محرمانه و خصوصی برای اعزام به جبهه، برگ تردد در جبهه، کد و رمز بی‌سیم‌، اسکناس‌های اهدایی حضرت امام، برنامه‌ی کلاس‌ دانش‌آموزان، ترجمه‌ی لغات عربی و... جلد چهارم به نمادهای حجمی دفاع مقدس مانند پلاک، دفترچه خاطرات، کتاب دعا، چفیه، پیشانی‌بند، صنایع‌دستی، مدال‌ها، مهر نماز، سکه دفاع‌مقدس و... جلد پنجم به پوسترهای شهدا در دوران دفاع‌مقدس تعلق دارد. جلد ششم به پوسترهای شهدا و یادواره‌ها در دهه‌ی هفتاد اختصاص دارد. جلد هفتم این مجموعه به پوسترهای شهدا و یادواره‌ها در دهه‌ی هشتاد می‌پردازد. جلد هشتم تعلق به پاکت‌های نامه در دوران دفاع‌مقدس دارد که تاکنون بیش از 300 نوع از آن گردآوری شده است. به طور کلی در حال حاضر یک تیم هنری در حال آماده‌سازی کتاب‌ها هستند و احتمال دارد در حین کار به تقسیم‌بندی‌های دیگری هم برسیم و در بعضی موارد به خاطر حجم کار یک عنوان در 2 تا 3 جلد منتشر شود.

پیش‌بینی شما در مورد مقدار اسناد و آثار جمع‌آوری نشده‌ی دفا‌ع‌مقدس چیست؟

من مطمئن هستم اگر روزی اسناد و آثار دفاع‌مقدس جمع‌آوری شود می‌توان ده‌ها هزار عنوان کتاب را تدوین و منتشر نمود. حدود هفتصد هزار نفر در دوران دفاع‌مقدس در جبهه حضور یافتند. مجموعه‌ی اسناد، عکس‌ها و خاطرات هر یک از این افراد قابلیت تدوین در یک مجموعه را دارند. البته مجموعه اسناد زیادی در سازمان‌ها و نهادها وجود دارد که می‌‌توانند در قالب هزارها جلد کتاب منتشر شوند. به طور مثال ارگانی مانند بنیاد امور مهاجرین جنگ تحمیلی، در تمامی استان‌ها فعالیت داشته و بعد از پایان دفاع‌مقدس هم منحل شده است. این بنیاد موضوع اسکان و رسیدگی به مهاجرین جنگی پنج استان مرزی را به عهده داشته و تاکنون یک جلد کتاب هم از فعالیت این بنیاد منتشر نشده است. یا در دوران دفاع‌مقدس 41000 نفر از رزمندگان، به اسارت عراقي‌ها درآمدند و این عزیزان به‌طور متوسط 6 سال در اسارت عراقی‌ها بودند و بیش از سه میلیون نامه توسط این آزادگان رد و بدل شده است، ولی تعداد کتابی که از خاطرات آزادگان منتشر شده کمتر از 300 عنوان می‌‌باشد.

از 760 آزاده‌ی استان یزد، تاکنون فقط 4 جلد کتاب منتشر شده است. از طرف دیگر نیمه‌ی دوم اسناد و خاطرات جنگ در کشور عراق است. خرمشهر به مدت 19 ماه در زیر چکمه‌ي بدسگالان بعثی بود و یا نفت‌شهر و سومار در طول هشت سال جنگ در اشغال عراقي‌ها بودند. اسناد این دوران اشغال کجا است؟ مجموعه عوامل مؤثر در تحرک عراقی‌ها چه بود؟ چه کشورهایی و به چه میزان به عراق کمک کردند؟ این هشت سال جنگ در عراق چه گذشت؟ همه‌ی این‌ها نیمه‌ی پنهان دفاع‌ هشت ساله‌ی ملت ما است و امکان انجام هزاران پژوهش و تدوین مقالات بسیار و کتاب را دارد.

نحوه‌ی نگه‌داری و آرشیو این آثار و مراقبت از آن‌ها توسط شما چگونه است؟

مجموعه‌ی این آثار در چند فایل فلزی و در چند اتاق جداگانه نگه‌داری می‌‌شوند.

خاطراتی تلخ و شیرین در راه جمع‌آوری و نگه‌داری این مجموعه‌ها اگر دارید بیان بفرمایید.

خاطرات تلخ و شیرین زیاد است. خاطرات تلخ از کسانی که کلیددار مجموعه‌ها و اسناد بودند و آن را به گونه‌ای املاک پدری خود می‌دانستند و بعداً یک شبه آن‌ها را خمیر کردند و یا در نگه‌داری آن کوتاهی نمودند و از بین رفت که این مصیبت تکراری در خیلی از شهرها و ادارات به وقوع پیوسته است.

و اما خاطرات شیرین از تلاش‌های زیادی بود که نتیجه داده. مثلاً برای گرفتن یک نامه از یکی از رزمندگان یزدی 14 سال پی‌گیری کردم تا آن نامه به دستم رسید و یا مواردی که بعضی از دوستان اسناد و مدارکی را به من هدیه دادند و گفتند: چون از نگه‌داری آن مطمئن هستیم آن را به تو می‌دهیم. و موارد زیادی وجود دارد که به نزد فردی یا اداره‌ای برای به دست آوردن یک سند مراجعه کردم و جواب سر بالا شنیدم، ولی وقتی اسم خودم را گفتم اوضاع و احوال تغییر پیدا کرد و نتیجه‌ی خوبی گرفتم. حرف آخر این‌که هر جا به بن‌بست مي‌خورم توسلی به شهدا پیدا می‌کنم و در خیلی از موارد موفق هم می‌‌شوم. اعتقادم این است همه‌ي این مسائل چیزی جز عنایت حضرت حق نیست.

 

والسلام

Template Design:Dima Group