خط شکنان: گلعلی بابایی گفت: متأسفانه فیلم‌هایی که در حوزه جنگ ساخته می‌‌شود هیچ قرابتی با فرهنگ جبهه ندارد و با فرهنگ دفاع مقدس فاصله دارد.

به گزارش خط شکنان ،روزنامه جوان گفتگویی باگل‌علی بابایی صورت داد متن این گفتگو در زیر می آید:

هنر و ادبیات دفاع مقدس از جمله شاخص‌های هنری است که تولدشان به آغاز جنگ تحمیلی در ایران بازمی‌گردد، این عرصه بستر مناسبی شد تا مفاهیم ارزشی در قالب‌های هنری و ادبی به نسل جدید منتقل شود؛ علاوه بر این، عرصه هنر و ادبیات دفاع مقدس پیشتاز شناسایی و پرورش نویسندگان و هنرمندانی شد تا همه واقعیت‌های هشت سال دفاع مقدس را در قالب هنر به مخاطب عرضه کنند. از میان رزمندگان هشت سال دفاع مقدس که بعد از خواندن قطعنامه و پایان جنگ سخت پا در عرصه جنگ نرم قلم و هنر شد می‌توان از گل‌علی بابایی نام برد. این رزمنده نویسنده در سال 1339 در روستای برار از توابع شهرستان چالوس متولد شد. از جمله آثار وی می‌توان به «غربت هور»، «از الوند تا قراویز»، «ضربت متقابل» و «همپای صاعقه» نام برد. کتاب همپای صاعقه موردعنایت مقام معظم رهبری قرار گرفت و ایشان در دستخطی که برای این کتاب نوشتند، فرمودند از این کتاب ده‌ها فیلم و فیلمنامه می‌توان استخراج کرد. ادبیات و هنر دفاع مقدس در دوران جنگ، خاطرات هنری هشت سال دفاع مقدس و آسیب‌شناسی اوضاع هنر دفاع مقدس موضوعاتی بود که در گفت‌وگوی ما با این رزمنده نویسنده طرح شد.

موضوع مصاحبه راجع به ارتباط هنر و گفتمان انقلاب اسلامی است. در این مصاحبه قصد داریم به هنر در جایگا‌ه‌ها و مقاطع مختلف زمانی در انقلاب اسلامی بپردازیم، اینکه هنر و مصادیق آن از نواهای جنگی و سرود گرفته تا قالب‌های دیگر چه تأثیری در روحیه‌دهی و همبستگی مردم ما به ویژه رزمندگان هشت سال دفاع مقدس داشته است، وجه دیگری که می‌خواهیم در این مصاحبه به آن بپردازیم، این است که ما چقدر توانسته‌ایم از ظرفیت هنر برای انتقال مفاهیم انقلاب اسلامی استفاده کنیم؟ به عنوان سؤال اول کمی از ارتباط هنر و فضای دفاع مقدس برایمان بگویید.

بخشی از هنر که در جبهه نمود داشت بخش مداحی‌ها بود، شور حماسی و انقلابی که در جبهه‌ها ایجاد می‌شد بخشی مدیون همین مداحی‌ها بود، در فضای پشت جبهه هم مارش‌ها و سرودهای انقلابی که توسط صدا و سیما برای مردم پخش می‌شد تأثیر زیادی در تهییج روحیه مردم داشت و همین‌ها محرکی بود تا جوانان احساس کنند باید برای دفاع از میهن و آرمان‌های انقلاب و اسلام به جبهه‌ها بروند. در فضای موسیقی دفاع مقدس همین مارش‌ها و مداحی‌ها بود که روی همه افراد برای روحیه‌دهی بیشتر مؤثر بود. به غیر از هنر مداحی از سال دوم به بعد جنگ که فضای جبهه از آن حال و هوای اوایل دوران جنگ کمی دور شده بود اجرای تئاترهای خیابانی در گردان‌های مختلف متداول شد، تعدادی از افراد گردان و گروهان جمع می‌شدند یک سوژه‌ای برای تئاتر انتخاب و تمرین می‌کردند و خیلی سریع برای نیروهای گردان خودشان و بعضاً برای برخی لشکرها اجرا می‌کردند. زمانی که لشکر27 بین عملیات‌ها و در حالت سکون قرار داشت این تئاترهای خیابانی بیشتر در دوکوهه انجام می‌شد. این تئاترها نقش خوبی داشت برای به حرکت درآوردن و روحیه‌دهی به بچه‌ها. علاوه بر تئاترهای خیابانی که در فضای جبهه و جنگ متداول شده بود، گروه‌های سرود دانش‌آموزی که از شهرهای مختلف برای خواندن سرود به مناطق پشت جبهه می‌آمدند در گسترش روحیه انقلابی خیلی مؤثر بودند. معروف‌ترین این گروه سرودها گروه سرود «آباده» بود که یکی از شعرهایشان با عنوان «مادر برام قصه بگو» فضای جدیدی را در هنر فضای دفاع مقدس ایجاد کرده بود. این چند مورد که اشاره کردم مهم‌ترین مصادیق هنر در فضای جبهه و جنگ بود.

در فضای دوران دفاع مقدس شده بود که رزمنده‌ها به مناسبت‌های مختلف شب شعر برگزار کنند؟ خودتان در این شب شعرها شرکت کرده بودید؟

بله؛ از این شب شعرها در فضای جبهه زیاد برگزار می‌شد علاوه بر این رزمنده‌ها بعضی‌ وقت‌ها مشاعره برگزار می‌کردند اما فکر می‌کنم در بین این برنامه‌ها تئاتر خیابانی از همه بیشتر مورد استقبال قرار می‌گرفت. خدا رحمت کند شهید فتح‌الله فراهانی، معاون گردان‌ ما بود. ایشان ذوق عجیبی در تئاتر و کارهای نمایشی داشت، هرچند وقت تعدادی از بچه‌ها را جمع می‌کرد و تئاتری تمرین می‌کردند و بعد برای بچه‌ها اجرا می‌کردند. در لشکر27 یک گروه سرود داشتیم که همین آقای محمدرضا طاهری که الان مداح هستند خودش یکی از اعضای سرود گردان مالک بود. خاطرم هست بعد از شهادت تعدادی از همرزمانمان که در خط پدافندی مهران شهید شدند مراسمی را در پادگان دوکوهه برایشان برگزار کردیم که این گروه سرودی در آن مراسم اجرا کردند و از همین گروه سرود چند نفر به شهادت رسیدند؛ شهید صیاد و شهید ترکیان از این جمع به‌شهادت رسیدند.

شیوه اجرای نمایش‌ها به چه شکل بود؟ یک نفر نمایشنامه را می‌نوشت بقیه اجرا می‌کردند؟ تمرین سرودها به چه شکل بود؟

بیشتر نمایشنامه‌ها را در گردان ما شهید فتح‌الله فراهانی می‌نوشت بعد از نوشتن خودش هم بچه‌ها را تمرین می‌داد، گروه سرود را هم معمولاً بچه‌هایی که خوش‌صدا بودند و شم مداحی داشتند مثل خود حاج محمد طاهری که آن موقع 18- 17 ساله بود، تمرین می‌داد و ریتم و آهنگ را انتخاب می‌کرد و بچه‌ها با استفاده از تمرین‌هایی که ایشان می‌دادند آن تمرین را اجرا می‌کردند.

در فضای مداحی که برای رزمنده‌ها باعث روحیه مضاعف می‌شد در حال حاضر آقای آهنگران و مرحوم حاج‌بخشی که از دنیا رفتند در بین افراد معروفیت بیشتری دارند؛ به غیر از این دو نفر که تأثیر بسزایی در روحیه‌دهی به بچه‌ها داشتند مداحان دیگری هم بودند که در روحیه دادن به بچه‌ها نقش مؤثری ایفا کنند؟

هر یگان و لشکری برای خودش افرادی شبیه آهنگران داشتند، هر استانی برای خودش لشکر داشت. مثلاً لشکر امام حسین(ع)‌بچه‌های اصفهان بودند، لشکر 17 علی بن ابی‌طالب بچه‌های قم بودند، نصر بچه‌های مشهد بودند، عاشورا بچه‌های تبریز بودند، همه این بچه‌ها در لشکر خودشان مداحانی مثل آهنگران زیاد داشتند، خود بچه‌های تهران هم مداحانی مثل محمدرضا طاهری، رضا پوراحمد و حاج منصور ارضی داشتند. بعضی از مداحان هم بودند که به شهادت رسیدند؛ شهید غلامعلی رجبی از مداحانی بود که به شهادت رسید، ایشان شاعر هم بود و شعر «قربون کبوترهای حرمت» مال ایشان است. شهید مهدی هدایتی هم مداح بود و به شهادت رسید. در کنار آقای آهنگران، آقای کویتی‌پور و آقای فخری هم بودند که به نسبت دیگران معروف‌تر بودند.

در نگاه خودتان به عنوان فردی که هم در دوران جنگ حضور داشتید و از طرف دیگر در حال حاضر دست به قلم هستید و آثاری در حیطه ادبیات دفاع مقدس دارید بفرمایید اوضاع ادبیات دفاع مقدس کشور ما در چه حالی است؟ اگر قرار باشد نسبت به کارهایی که در این حیطه انجام شده و کارهایی که می‌توانست انجام شود ارزیابی داشته باشیم چه نمره‌ای می‌دهید؟

هنوز به حد ایده‌آل نرسیده‌ایم و نمی‌توان هم چنین انتظاری داشت، انسان با گذر زمان همیشه رو به ایده‌آل حرکت می‌کند، بعد از سال 67 که جنگ تمام شد15- 14 سال بعد کتاب خاطرات خانم حسینی با عنوان «دا» با این همه استقبال روبه‌رو می‌شود، کتاب «نورالدین پسر ایران» منتشر می‌شود و باز هم مورد استقبال مخاطب قرار می‌گیرد. این وقایع در تاریخ ادبیات دفاع مقدس نشان‌دهنده این است که این ادبیات روزبه‌روز رو به رشد است، سال 67 بود که دفتر ادبیات و مقاومت در حوزه هنری شکل گرفت و آقایان سرهنگی، بهبودی و کمری در این دفتر همت گذاشتند تا این ادبیات مسیر درستی را طی کند. این ادبیات مدام به شکل تصاعدی در حال رشد است.

کتاب‌هایی که در سال‌های اولیه بعد از جنگ به چاپ می‌رسید ممکن بود از لحاظ ساختاری- ویرایشی و داستانی کششی که داستان‌های الان برای مخاطب دارد را نداشته باشد. روزبه‌روز با گذر زمان ساختار بهتری برای ادبیات دفاع مقدس شکل گرفت. با پیشرفت ادبیات دفاع مقدس هر بار به بخشی از این ادبیات پرداخته شده است؛ یکبار نقش زنان در دفاع مقدس که محصولش کتابی می‌شود مثل کتاب «دا»، یکبار نقش آزادگان در دوران دفاع مقدس طرح می‌شود و کتابی مثل «پایی که جا ماند» از سیدناصر حسینی مورد استقبال مخاطبان قرار می‌گیرد. همه اینها نشان‌دهنده مثبت بودن حرکت ادبیات دفاع مقدس است و هیچ وقت نقطه کمال و نهایت در این حرکت معنی ندارد؛ چراکه همیشه در این عرصه حرف برای گفتن وجود دارد و حرف‌های نزده و طرح نشده از این هشت سال زیاد داریم. ادبیات دفاع مقدس در ایران مثل ادبیات مقاومت و ادبیات جنگ در کشورهای مختلف دنیا از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

ادبیات کشورهای مختلف مانند روسیه را بررسی کنیم متوجه می‌شویم که در اغلب این کشورها رمان‌های مطرح و برتر متعلق به ادبیات دوران جنگ این کشورهاست. خاطرات جنگ بستر مناسبی است برای تولید آثار هنری و تبلور خلاقیت‌های آن که هر هنرمندی از نویسنده، کارگردان، فیلمنامه‌نویس و... گرفته می‌تواند متناسب با ذوق و هنرش از این خاطرات خلق آثار جدید داشته باشد. همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند «این جنگ یک گنج است» بنابراین خودمان باید تلاش کنیم تا بتوانیم از این گنج خاطرات برداشت محصول داشته باشیم.

به عنوان نویسنده‌ای که در سال‌های جنگ حضور داشتید آیا بخشی از جنگ تحمیلی هست که در ادبیات ما خیلی پرداخته نشده و هنوز جای کار زیادی داشته باشد؟

فکر می‌کنم بحث مردمی بودن جنگ تحمیلی از آن محورهایی است که هنوز خیلی به آن پرداخته نشده است، خاطرم هست در حال نگارش کتابی بودم درباره نقش استان همدان در هشت سال دفاع مقدس که چند سال پیش به چاپ رسید. به یاد دارم در بخش پژوهش این کار به مطالبی برخورد می‌کردم که جای تعجب و شگفتی داشت.
به لحاظ روستایی بودن بافت مردم همدان وقتی در کتاب قصد کردیم نقش مردمی بودن فضای دفاع مقدس نسبت به استان همدان را به تحریر درآوریم باید به اطلاعات و ارقام این استان مراجعه می‌کردیم. در این ارقام و پژوهش‌ها برایمان خیلی جالب بود با پشتیبانی روستاهایی مواجه می‌شدیم که همه نیازهای رزمندگان از خوراک و پوشاک تا لوازم جنگ را تهیه می‌کردند. هر کس در حد توان خودش با رزمنده‌ها سهیم می‌شد، شده در حد یک قالب پنیر یا یک شیشه ترشی. مردم ما همه در حد توانشان در فضای دفاع مقدس همکاری می‌کردند و این نکته مردمی بودن دفاع مقدس برای من خیلی جالب است و بازگو کردن این مسائل نشان‌دهنده خیلی از وقایع پشت پرده دوران جنگ است.
فضای الان کشورمان را که نگاه کنیم از لحاظ تهدیدها و مسائل تحریم اقتصادی برخی کشورها به ما فشار می‌آورند و ممکن است بعضاً شرایط سخت هم باشد اما مسئله قابل توجه در پشت صحنه‌های جنگ توجه به وجود همه این شرایط است. ما در دوران جنگ اوضاعی بسیار بدتر از حال حاضر را نسبت به شرایط اقتصادی داشتیم. مردم ما تحریم بودند، مملکت در جنگ بود، اما همین مردم نه تنها خم به ابرو نمی‌آوردند بلکه با همه توان و دارایی‌شان به جبهه‌ها کمک می‌کردند و همه جور پای نظام ایستاده بودند؛ از مال و جان فرزندانشان برای دفاع از کشور مایه می‌گذاشتند، فکر می‌کنم در عرصه مردمی بودن دفاع‌مقدس و به تصویر کشیدن پشت صحنه‌های جنگ نیاز به پژوهشگران خبره‌ای داریم که این خاطرات و روایات طرح نشده را از دل دوران جنگ بیرون بکشند و در قالب‌های مختلف هنری به مردم عرضه کنند.

در فضای ادبیات دفاع مقدس می‌توانیم با نکاتی که شما فرمودید ادعا کنیم که در جهت ثبت و داستانی کردن وقایع دوران دفاع مقدس حرکت‌های مثبتی صورت گرفته و این حرکت رو به کمال است. مقام معظم رهبری در صحبتی که راجع به کتاب همپای صاعقه نوشته شما داشتند فرموده بودند بسیاری از حوادث این کتاب پتانسیل و ظرفیت فیلمنامه شدن دارند و می‌توان برخی صحنه‌های کتاب را به شکل فیلم سینمایی مستقل ساخت. این فضا نسبت به کتاب‌های دیگر دفاع مقدس هم صدق می‌کند به نظر شما چرا با وجود این همه منابع عظیم متنی در فضای سینمای دفاع مقدس خوب عمل نکرده‌ایم؟
علت این ماجرا را باید از سینماگران پرسید، من همیشه نقدم به سینماگران همین مسئله است که ما این همه سوژه‌های خوب و ناب در جنگ داریم اما متأسفانه فیلم‌هایی که در حوزه جنگ ساخته می‌‌شود هیچ قرابتی با فرهنگ جبهه ندارد و با فرهنگ دفاع مقدس فاصله دارد. زمانی بود که در دهه 60 و 70 از رزمنده‌ها شخصیتی به تصویر می‌کشیدیم که آدم‌های دست نیافتنی بودند و این کار باعث می‌شد در جوان‌های ما نسبت به شهدا حالت تدافعی رخ بدهد. متأسفانه از دهه 80 به بعد از طرف دیگر پشت بام افتاده‌ایم و فرماندهان را آدم‌های جاه‌طلب و نامحبوب نشان دادیم. در افراط و تفریط برای نشان دادن چهره شهدا و رزمنده‌ها به نسل جدید به فرهنگ دفاع مقدس ضربه زدیم. در حالی که خیلی از اتفاقات در جنگ رخ داد که اگر خوب به مردم منتقل شود به راحتی مردم با آن ارتباط برقرار می‌کنند. به عنوان مثال مستندی که برای شهید باقری ساخته شد به خاطر اینکه شخصیت ایشان را درست و همه جانبه به مردم معرفی کرده بود همه نسل‌ها توانستند با این مستند ارتباط برقرار کنند.
جواب این سؤال که چرا با این همه شخصیت و سوژه ناب فیلمسازان‌ ما کاری نمی‌کنند را باید کارگردانان بدهند و به نظر من تاریخ از این قشر هنرمند برای به تصویر نکشیدن این دلاوری‌ها بازخواست خواهد کرد. البته فیلم‌های خوبی در عرصه دفاع مقدس ساخته شده مثل برخی فیلم‌های آقای حاتمی‌کیا یا فیلم اخراجی‌های 2و1 که برای دفاع مقدس بود و مورد استقبال مخاطبین قرار گرفت اما فیلم‌ها هنوز چه از لحاظ کمیت و چه از لحاظ کیفیت به حد ایده‌آل نرسیده‌اند. کشور امریکا در جهت الگوسازی و چهره‌سازی فرماندهان خودش در جنگ‌‌ها آنچنان تلاش می‌کند که این شخصیت‌ها در کشورهای دیگر هم به عنوان قهرمان شناخته شوند. آن وقت‌ ما با وجود این همه قهرمان در دوران دفاع مقدس در چهره کردن اینها کم‌کاری می‌کنیم.

در عرصه کتابخوانی مقام معظم رهبری فرمایشی دارند که معتقدند کتاب باید جزو نیازهای اولیه هر خانواده قرار بگیرد. در حال حاضر با وجود این همه کتاب غنی و باکیفیت چرا هنوز نتوانسته‌ایم در زمینه کتاب و کتابخوانی دغدغه‌سازی کنیم؟

متأسفانه در قرن 21 ارتباطات قالب‌های مجازی مثل فیس‌بوک و اینترنت اینقدر زمان و فرصت جوان‌های ما از دانش‌آموز گرفته تا دانشجو را پر کرده که دیگر فرصت به کتاب و کتابخوانی نمی‌رسد. بخش دیگر هم به گردن رسانه‌هاست، بنا نیست همه کتاب‌ها را مقام معظم رهبری بخوانند و فقط با اظهارنظر ایشان روی مصداق یک کتاب خاص آن محصول رسانه‌ای شود، وقتی ایشان کتابی را مطالعه می‌کنند و نظر می‌دهند رسانه‌ها آن کتاب را در فضای خودشان تبلیغ می‌کنند اما اگر چنین تبلیغاتی به همه کتاب‌های خوب اختصاص پیدا کند مخاطب از عناوین این کتاب‌ها مطلع می‌شود.
همین کتاب همپای صاعقه در سال 78 به چاپ رسید. مقام معظم رهبری سال 86 برای کتاب دستخط نوشتند یعنی در طول این مدت دیگران اصلاً به کتاب اهمیت نمی‌دادند و حتی در اولویت چاپ‌های بعدی هم قرار نمی‌گرفت.
مسئولان باید به فکر باشند محصولات خوب را به مخاطب معرفی کنند؛ کم‌کاری مسئولان از یک طرف، اوضاع اجتماعی و ارتباطات مجازی از طرف دیگر و سختی‌های مقوله چاپ و نشر و... همه اینها موجب می‌شود از کتابخوانی در فضای اجتماعی کاسته شود.

به عنوان معاونت هنری بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس چه فعالیت‌هایی در بخش شما در جهت پیشبرد ادبیات و هنر دفاع مقدس صورت می‌گیرد؟

به دلیل محدودیت منابع و بودجه بیشتر فعالیت‌هایی که در حوزه معاونت هنری انجام می‌دهیم در حیطه مستند سازی دوران دفاع مقدس است. مستند 6 قسمتی داشتم با عنوان «نیمه خاموش» که چگونگی آغاز جنگ، ادامه جنگ و مراحل پذیرش قطعنامه را به شکل مستند بررسی کرده است.
مستند دیگری داشتیم که در آن به بررسی نقش عشایر عرب پرداخته بودیم و امثال این مستندها؛ مثلاً فیلم‌های مستندی که بر محور شخصیت شهدای مختلف بودند. همه این فعالیت‌ها در بخش مستند ساخته می‌شود. در بخش فیلم سینمایی بودجه ما در حدی نیست که بتوانیم به شکل مستقل فیلم سینمایی بسازیم اما در حد توان از فیلمنامه‌هایی که مورد نظر ما باشد حمایت می‌کنیم، در بخش دیگر با کمک انجمن عکاسان انقلاب اسلامی دفاع‌مقدس کتاب عکس‌های مختلفی به چاپ می‌رسانیم؛ 9 کتاب تا به حال منتشر شده است؛ کتاب شهدا به چاپ رسیده و در حال حاضر در تلاش هستیم کتاب آزادگان را در برنامه‌ کار قرار دهیم.
در بخش موسیقی مجموعه آقای عصار را منتشر کردیم به نام «بازی تمام شده»؛ این آلبوم 7 بخش داشت که هر TRAK به موضوعی از دفاع مقدس پرداخته بود. نشریه تخصصی پلاک 8 هم هست که در این بخش بنیاد حفظ آثار به چاپ می‌رسد.

برای رشد و تعالی هنر دفاع مقدس به نظرتان چقدر می‌توانیم این محتوا را به نظام آموزشی منتقل کنیم و برای تربیت نیروهای هنری انتفاعی مفاهیم هنر و ادبیات دفاع مقدس را در مدارس و دانشگاه‌ها به دانشجو منتقل کنیم؟

در پژوهشگاه دفاع مقدس وابسته به بنیاد حفظ آثار این موضوع چند سال بیش طرح شد. بنا بود رشته‌ای با عنوان «هنر در جنگ» وارد دانشگاه شود. فکر می‌کنم این طرح در مراحل رایزنی بنیاد با وزارت علوم است اما تا وقتی که این اتفاق می‌افتد حداقل انتظار این است در رشته‌های مربوط به هنرهایی مثل عکاسی، سینما و تئاتر برخی محتواهای آموزشی را به فضای انقلاب و دفاع مقدس مربوط کنند؛ مثلاً دانشجویان عکاسی از بازمانده‌های جنگ عکاسی کنند یا دانشجویان سینما و تئاتر نمایشنامه‌ها و فیلمنامه‌های مربوط به دفاع مقدس بنویسند و در فضای مدارس بسیاری از دلیری‌‌ها و سلحشوری‌های دفاع مقدس را می‌توانند به جای داستان پطروس قلابی هلندی جایگزین کنند.

محور مصاحبه ما هنر جنگ و دفاع مقدس بود؛ می‌خواهم یادی کنیم از سیدمرتضی آوینی که طلایه‌دار هنر دفاع مقدس بود. با ایشان در دوران حیاتشان برخوردی داشتید؟ چه ویژگی‌ای از ایشان در ذهنتان پررنگ است؟

سال 1371 وقتی شهید آوینی به فکه آمدند من در آنجا بودم، خاطرم هست شهید آوینی با چه دقتی از کانال کمیل فیلمبرداری می‌کرد و به دوستان فیلمبردار تیمش آقای مرتضی شعبانی و اصغر بختیاری می‌گفت با دقت و ظرافت از همه جای کانال فیلمبرداری کنند. اولین باری که ایشان را دیدم همین جا بود. بعد از فکه با ایشان به دوکوهه رفتیم و یک صحبت و گپ و گفتی با هم زدیم. خاطرم هست درست صحبت‌هایمان جلوی حسینیه حاج همت بود، من از دوکوهه به تهران رفتم و ایشان از دوکوهه به فکه رفتند. مهم‌ترین ویژگی که از آوینی در ذهنم مانده ریزبینی و حساسیت خاص ایشان در ثبت لحظه‌ها بود و صحنه‌هایی که از نظر ما خیلی با اهمیت به نظر نمی‌رسید ایشان تأکید می‌کردند حتماً با دوربین ثبت شود.

از بین کتاب‌هایی که نویسندگی کردید نسبت به کدامشان احساس رضایت بیشتری دارید؟ یا از لحاظ احساسی یا از لحاظ محتوایی بیشتر برایتان اهمیت داشتند؟

تجربه سری کتاب‌هایی که با عنوان کارنامه عملیاتی منتشر می‌شود که همپای صاعقه اولین بخش آن بود و ضربت متقابل بخش بعدی برایم دلپذیر بود، این کتاب‌ها چون از لحاظ محتوایی به زیرساخت‌های جنگ اشاره داشتند و از طرف دیگر بنا بر قول فرمایش مقام معظم رهبری می‌توان از دل این کتاب‌ها ده‌ها فیلمنامه استخراج کرد به نظرم غنی‌تر هستند و از آنها می‌توان به عنوان منبع و مرجع استفاده کرد. به همین دلیل نسبت به این کتاب‌ها حس بهتری دارم و احساس می‌کنم زحماتم هدر نرفته است. البته هر کتابی برای خودش لطفی دارد؛ مثلاً‌ در کتاب همدان همین که توانستم حضور بخشی از مردم در دفاع مقدس را نشان دهم که تا به حال طرح نشده بود برایم خیلی ارزشمند است.

Template Design:Dima Group