خط شکنان: بعدازظهر یک روز سرد به محفل گرم و صمیمی خانواده ای مومن و متعهد و اهل علم رفتیم.

خانواده ای که پدر از آزاد مردان بود و مادر از مجاهدان راه علم/ پدر بزرگوار خانه15ساله که بود برای دفاع از ارزش های دینی به جبهه های حق علیه باطل میرود و همان ابتدا در سال1361در عملیات والفجر مقدماتی،توسط نیروهای بعثی عراق به اسارت درمی اید و بعد...،8سال تحمل شکنجه های شدید بعثیون،8 سال دوری از وطن و آرزوی دیدن خاک وطن،8سال دوری از کانون گرم خانواده...و در کنار همه اینها8سال افتخار8سال عزت و احترام8سال اقتدار و صبر،تا اینکه طلوع فجر فرا رسید و در تابستان سال1369گام به وطن نهاد و نشان آزادی و آزادگی را به ارمغان می آورد.بله،برادر آزاده و جانباز محسن زارع زاده که هم اکنون در چند دانشگاه در رشته ی ادبیات عرب تدریس می کند و مسئولیت دو دانشگاه را نیز به عهده دارد.و سرکار خانم دکتر فاطمه حقیرالسادات یکی از افتخارات شهرمان که جزء نخبگان هفت نفره کشورمان می باشند.../

 

-خانم دکتر حقیر السادات لطفا بفرمایید آشنایی شما با آقای زارع زاده و نحوه ی ازدواج شما به چه شکل بود؟

15ساله بودم و در کلاس دوم دبیرستان مشغول به تحصیل و آقای زارع زاده23ساله بودند و در حال گرفتن دیپلم.

حدود2سالی بود که از اسارت برگشته بودند. ما نسبت فامیلی باهم داشتیم،وقتی به خواستگاری من آمدند با وجود شناخت نسبی ای که از ایشان داشتم و علی رغم این که می دانستم ایشان از ناحیه کمر و پا و گوش جانبازی دارند، اما با جدیت چند شرط گذاشتم که باید عملی می شد و مهم ترین شرط من ادامه تحصیل بود.

ادامه تحصیل هم برای خودم و هم برای ایشان و به لطف حق ایشان هم پذیرفتند.

اینکه اصرار داشتم ایشان هم تحصیلاتشان را ادامه دهند چون می دانستم اگر در خانه دو نفر باهم درس بخوانند، پیشرفت خیلی بهتری دارند و بهتر هم دیگر را درک می کنند و حق هم دیگر را ادا خواهند کرد. نهایتا در18خرداد ماه سال1371مصادف با عید غدیرخم ازدواج کردیم.

ادامه ی تحصیل شما و همسرتان چگونه بود؟

آن سال ایشان دررشته برق و بعد مهندسی صنایع قبول شدند و من هم درس دبیرستان را ادامه می دادم. دوسال بعد که دیپلم گرفتم فرزند اولم به دنیا آمد. در کنکورسراسری شرکت کردم و در رشته زیست شناسی عمومی دانشگاه تهران قبول شدم. همسرم نیزکارشناسی ارشد ادبیات عرب می خواند.

با وجودی که دومین فرزندمان  هم به دنیا آمده بود اما مشکل خاصی برای درس خواندن نداشتیم.

باکمک یکدیگر هم خانه داری و بچه داری می کردیم و هم درس را جدی گرفته بودیم.

سال 1383لیسانس گرفتم. دوقلوها هم به دنیا آمدند. سال 84فوق لیسانس بیوشیمی قبول شدم و در سال 87 از تز خود دفاع کردم. در واقع این دو رشته را همزمان می خواندم.

از طریق استعدادهای درخشان دانشگاه قبول شدم که شرط قبولی آن معدل بالای 18بود. دوره cvبا رزومه قوی که در کل کشور فقط 7نفر قبولی داشت را نیز به لطف خدا طی کردم 0

_خانم دکتر من واقعا دراین مسِاله مانده ام که چگونه با وجود داشتن 2فرزند خردسال و2فرزند دوقلوی دیگر همزمان اینهمه مسئولیت را بشکل جدی دنبال کرده اید.

لازم است یادآوری کنم که نقش کمک های مداوم مادرم و همکاری صمیمانه ومدبرانه خواهرم در موفقیت من برای ادامه تحصیل واقعا انکار ناپذیر است 0فرزندانم درنبود من ازطریق محبتهای مادرم و بامدیریت جدی خواهرم ازنظر عاطفی ودرسی کمبودی احساس نمی کردند؛ گرچه من و پدرشان هم درهرفرصتی جبران نبودن ها را می کردیم 0000

درحال حاضر درس خواندن شما تا کجا رسیده است؟

ازسال 84که به یزد آمده ام تاکنون مرتب درحال رفت وآمد به تهران هستم. هفته ای4روز تهرانم.

سال89_88دکترای تخصصی نانوبیوتکنولوژی راگرفتم ودرحال حاضر روی پروژه دکترای نانو بیو تکنولوژی کار می کنم. یکی از طرح های من کار روی سرطان سینه می باشد و انشاالله ادامه کارم روی جانبازان شیمیایی خواهد بود.

از کارهایی که تاکنون انجام داده اید آثاری به چاپ رسیده است؟

بله تاکنون دوازده مقاله علمی پژوهشی دارم. پانزده مقاله همایشی و بین المللی و دوجلد کتاب در دست چاپ و یک جلد کتاب هم ترجمه کرده ام که در حال چاپ است. شش طرح پژوهشی با دانشگاه علوم پزشکی یزد، دانشگاه تهران و شهید بهشتی دارم.

_ واقعا قابل تحسین است اینهمه پشتکار. خانم دکتر حقیرالسادات چه توصیه ای به دختران جوان دارید؟

من همیشه گفته ام که برای ازدواج هرگز به فکر مرد صد درصدایده آل نباید بود. نیست آنچه بعضی ها تصور می کنند. اگر دختران جوان بدانند که مهمترین نقش یک خانم در زندگی همان مادر بودن و در واقع تربیت صحیح فرزندان ومدیریت جدی در خانه داری می باشد وبعد در حاشیه زندگی درس خواندن باورکنید موفق می شوند.

_خانم دکتر حقیر السادات بفرمایید باورزش چه میانه ای دارید؟

ورزش رادوست دارم اماچون معمولا وقت به من اجازه نمی دهد روزانه فقط حدود 45دقیقه پیاده روی می کنم. گاهی هم باهمکاران به کوهنوردی می رویم و  از فضای طبیعت بسیار لذت می بریم.

درپایان ضمن تشکر ازاینکه وقت خودتون را به مجله الغدیریان دادید برای حضرتعالی و خانواده محترمتان آرزوی موفقیت روزافزون داریم.

 

«مصاحبه از لادن گلشن»

Template Design:Dima Group