• خط شکنان: عباس رنجبر///حسن زحمتکش رزمنده ای است بی ادعاکه در دوران دفاع مقدس بارها در عملیاتهای مختلف شرکت داشته و طعم گلوله و ترکشهای آتشین دشمن را چشیده است و اینک نیز با تن مجروح، پا در رکاب، در خدمت کاروانهای راهیان نور است و به کارش افتخار می کند. لحظاتی با وی گفتگویی داشتیم که در ادمه می آید:
  • - به نام خدا. با سلام، اینجانب حسن زحمتکش، کمال افتخار را دارم که اولاً خودم در طول دوران انقلاب، روحیه بسیجی داشتم و به انقلاب خدمت کردم . در دوران دفاع مقدس هم با افتخار در جبهه های حق علیه باطل شرکت کردم و در یکی از عملیاتها در منطقه جنوب از ناحیه شکم و کتف مجروح شدم . ماهها طول کشید تا جراحتم خوب شود و بعد از مدتی خدا را شکر بهبود پیدا کردم. سالها کارمند سازمان آب یزد بودم و در همه قسمت های شرکت آب و فاضلاب  به طور افتخاری فعالیت داشتم. از آن زمانی که امام عزیزمان رحلت فرمودند، هر سال با حضور در مرقد ایشان، در مراسمشان شرکت کردم و این را برای خودم وظیفه می دانم. همچنین هرسال در دوره اعزام راهیان نور، دوستان افتخار به من دادند و مرا دعوت  به همکاری کردند و من بخاطر شهدا و راه و وجودشان، هرکاری از دستم برآمده انجام دادم، از آشپزی و کارهای خدماتی گرفته   تا هرکار دیگری که بوده انجام دادم و افتخار هم می کنم. با خدای خود عهد کردم تا وقتی زنده هستم، هرکاری از دستم برآید انجام بدهم و خدا می داند، نه به خاطر مادیات است؛ نه هیچ چیز دیگر؛ به مناطق عملیاتی می روم و در خاک و گرما می ایستم غذا می پزم. خدا می داند، دوستان در جریان هستند از آمدن به اینجا، نه تنها خسته نمی شوم، تازه؛ خستگیهای قبل، از تنم در می رود. مسیرهای طولانی اصلاً برای من ملال آور نیست و احساس خستگی نمی کنم. تا الان هر سال به مناطق جنوب آمدم. با توجه به شرایط جسمانی، هیچ کس از من توقع آمدن ندارد، اما من تا جایی که بتوانم انجام وظیفه می کنم. شهدا خیلی حق به گردن ما دارند. شهدا واقعاً زنده هستند و من زنده بودنشان را احساس می کنم. گاهی که دلم از این دنیا می گیرد، می روم سر خاک شهدا با دوستانم درد دل می کنم و قدری سبک می شوم و بر می گردم. واقعاً شهدا مایه آرامش من هستند. خدا کند که از ما راضی باشند و آن دنیا ما را شفاعت کنند وگرنه بیچاره ایم! برای آنکه دستمان خالی است.

 

Template Design:Dima Group