خط شکنان: عباس رنجبر///عدم حضور یک یگان مستقل ارتش در یزد آن هم به دلیل موقعیت جغرافیایی، باعث شده تا مردمان دارالعبادع از خدمات ارزنده ارتشیان مومن و حماسه ساز کمتر بدانند. حضور تعداد زیادی از رزمندگان ارتش در یزد و بویژه 507 خانواده شهید ارتش، وجود یک مرکز رسیدگی به امور این عزیزان را ضروری تر می نماید.

 

گفتگویی کوتاه با مسئول کانون بازنشستگان ارتش در استان در راستای معرفی هرچه بیشتر این کانون و خدماتش صورت گرفته است که در ادامه می آید:

- لطفا خودتان را معرفی بفرمایید.

- سرهنگ بازنشسته محمود طائفی فرزند اسدا... متولد سال 1323 در نصرآباد پیش کوه یزد هستم.

- لطفا بیشتر توضیح دهید.

- بنده در یک خانوده روحانی و مذهبی متولد شدم. پدرم روحانی بود، همچنین پدر بزرگ مادرم، دایی و عمویم روحانی بودند؛ و خودم هم از طفولیت به مرثیه سرایی و مرثیه خوانی حضرت اباعبدا... الحسین (ع) مشغول بودم. در سال 1344 پس از پایان خدمت سربازی و اخذ مدرک تحصیلی دیپلم به دانشکده افسری مراجعه کردم و قبول شدم و در نیروی انتظامی در مشاغل مختلفی خدمت کردم. در سال 1374 هم به افتخار بازنشستگی نائل شدم.

- با توجه به اینکه قبل از تشکیل نیروی انتظامی، مجموعه های دیگر انتظامی از جمله شهربانی داشتیم، بفرمایید که در کدام مجموعه استخدام شده بودید؟

- بله. من در دانشکده شهربانی آن موقع دانشجو بودم و در استخدام شهربانی بودم و بعد از آن در نیروی انتظامی استخدام شدم.

- شما دقیقاً چه زمانی شاغل شدید؟

- در سال 1345 فارغ التحصیل شدم و در 1374 هم بازنشسته شدم

- یادتان است اولین شغل سازمانی تان چه بود؟

- من از اول خدمات انتظامی داشتم. در کلانتری های سه گانه آن موقع یزد از افسر نگهبانی تا رییس کلانتری خدمت کردم. شش سال رییس شهربانی اردکان بودم، دو سال به عنوان معاون انتظامی استان چهارومحال بختیاری در شهرکرد خدمت کردم و چهارسال پایانی هم مجددا در یزد در قسمت آگاهی و کشف جرایم مسئولیت آگاهی کل جرایم به عنوان معاون کشف جرایم استان به عهده من بود.

- جمعا چند سال خدمت کردید؟

-سی سال کامل،به اضافه دو سال سربازی، جمعا سی و دو سال.

- آیا در دوران دفاع مقدس امکان حضور در جبهه ها برایتان بود؟

- امکان حضور در جبهه ها بود ولی من آن زمانی که ریاست شهربانی اردکان را داشتم به اتفاق نیروهای دیگر بیست و چهار ساعته در پیشبرد اهداف و جمع آوری وسایل و اعزام نیرو و مخصوصا در تشییع جنازه شهدا و بازدید از بستگان شهدا مشغول بودیم و در خدمت جناب حجت الاسلام والمسلمین بهجتی(ره)؛ امام جمعه اردکان بودیم و  با اینکه آن روزها در جبهه نبودیم ولی واقعا در بیست و چهار ساعت حداقل هجده، نوزده ساعت مشغول خدمت بودیم.

- شما قبل از انقلاب هم مسئولیتی در شهربانی و کلانتری داشتید، اینجا یک سوال پیش می آید؛ با توجه به اینکه در یک خانواده روحانی و مذهبی بزرگ شدید، چه شد که داوطلب شدید به دانشکده شهربانی بروید ؟

- موقعیت آن روز حکم می کرد که هر کسی دنبال کاری برود و این یک پیشامد بود. علاقه­ی خاصی نبود و خدا می داند در دوران خدمت هم جدا از مسجد و روحانیت نبودم. مثلا، من در ماه های مبارک رمضان در حالی که عهده دار افسر نگهبانی شهربانی سابق بودم ساعت دوازده در دفتر نگهبانی قید می کردم که من برای نماز رفتم. به منزل می آمدم، خانمم را برمی داشتم، به مسجد حظیره می آمدم و از نماز جماعت مسجد حظیره به امامت شهید آیت الله صدوقی استفاده می کردیم. تا ساعت دو،  دو و ربع پای منبرشان بودیم. مجدداً خانم را به خانه می بردم و به محل کارم برمی گشتم.

- هیچ مشکلی پیش نمی آمد؟

- نه. من می نوشتم که منظورم  از بیرون رفتن این بوده و کسی هم مشکل خاصی نداشت.

- مختصری هم در مورد شغل امروزتان و وظیفه ای که الان کانون برعهده دارد بفرمایید.

-  چند سال که از بازنشستگی گذشت همکاران اصرار داشتند که من بیایم و مسئولیت کانون بازنشستگان را تقبل بکنم، آن موقع بازنشستگان ارتش و نیروی انتظامی با هم در یک مجموعه بودند و من بنا به پیشنهاد دوستان قبول کردم و از سال 1378 در بازنشستگان ارتش و نیروی انتظامی همکاری لازم را با آقایان داشتم و الان هم برحسب پیشنهاد و دستور ریاست کانون تهران با توجه به اینکه من از نیروهای ناجا هستم در همین مسئولیت باقی ماندم و مسئولیت کانون نیروهای مسلح ارتش در استان را عهده دار هستم.

- الان این کانون چه فعالیتی دارد و چه کاری برای بازنشستگان ارتش انجام می دهد؟

- کلا امور رفاهی بازنشستگان را انجام می دهیم، مسافرت های زیارتی ، سیاحتی و اگر مشکلاتی در حقوق و مزایا داشته باشند با تهران تماس می گیریم و مشکلاتشان را منعکس می کنیم. همچنین خدمات درمانی و به طور کلی در رفع مشکلات و خدمات رفاهی پرسنل تلاش می کنیم.

- آیا خانواده های شهدای ارتش هم با شما ارتباطی دارند؟

- بله. جانبازان و خانواده های شهدای خاص که به بنیاد شهید وابسته هستند اینجا پرونده دارند. به طور کلی آزدگان، جانبازان و بازنشستگان همه با اینجا ارتباط دارند.

- شما بازدیدی هم از خانواده ها دارید؟

- بله. بعضا با هماهنگی اداره بازنشستگی و مسئولین استان بازدید هم داریم، از کلیه بازنشستگانی که مشکلات زندگی برایشان پیش می آید یا مریض هستند یا مشکلات خانوادگی دارند.

- پس سرکشی به خانواده های بازنشستگان دارید؟

- بله.

- آمار شهدای ارتش را دارید ؟

بله - پانصد و هفت شهید

- فقط ارتش؟ نیروی انتظامی جداست؟

- بله.

- آمار جانبازان ارتش را دارید؟

- بله - تقریبا دویست و هشت سرباز جانباز ارتش را داریم.

- آمار مجموعه بازنشستگان ارتش در استان یزد چه قدر است؟

- کل بازنشستگان  و مستمری بگیران ارتش جمهوری اسلامی ایران شامل نیروی هوایی، زمینی، دریایی پدافند و وزارت دفاع حدود 800 نفر هستند وبا توجه به اینکه در استان یزد دفتر نظامی، پادگان نظامی و فرمانده نظامی از ارتش وجود ندارد بعضاً با مشکلاتی مواجه هستیم، از امتیازاتی که استان های دیگر می توانند به فرماندهان و بازنشستگانشان بدهند محروم هستیم. مکاتبات متعددی هم انجام شده، ان شاء الله که در صدد رفعش هستند.

- در این کانون چند نفر مشغول کارند؟

- فقط دو نفر و با خود من سه نفر هستیم.

- چه روزهایی؟

- همه روزه به جز پنج شنبه ها.

- چه توصیه، پیام یا نویدی به مجموعه­ی بازنشستگان ارتش جمهوری اسلامی که الان دوران بازنشستگی را می گذرانند و عضو کانون شما هستند دارید؟

- پیام من این است که همکاری لازم را داشته باشند. مسئولین محترم الان در صدد رفع نیازها و مایحتاجشان هستند. ان شاء الله که با همکاری مسئولین اگر مشکلی هم باشد برطرف می شود.

- یعنی با شما ارتباط داشته باشند؟

-بله. ارتباط داشته باشند. ما هم هرگونه موردی بود به وسیله پیامک یا تلفن های حضوری و یا موبایل به آنها اطلاع می دهیم.

- بسیار خب اگر مورد خاصی مد نظرتان هست بفرمایید. خاطره­ی جالبی  از این سی و چندسال سابقه­ی خدمتی که دارید برایمان بگویید.

- خدمت  در نیروی انتظامی یا شهربانی سابق واقعاً همه اش خاطره هست و نمی شود تفکیک کرد که کدام قابل بحث است. من از لطف خداوند و عنایت مردم واقعاً سپاسگذارم. مردم خیلی عنایت دارند و از لطف و عنایتی که در برخوردها ، تلفن ها و مراجعات دارند و حتی به بستگان و فرزندان بنده ابراز می کنند راضی هستم و شرمنده آنها هستم.

- اگر قرار باشد یک بار دیگر به دوران جوانی برگردید چه شغلی را انتخاب می کنید.

- ببینید، برای من خدمت رسانی به مردم مهم است و الان هم که در کانون که کار می کنم خدا می داند فقط نیت و ذهنیت من این است که اگر توانستم و مقدور بود گره ای از کار همکاران و دیگران باز کنم و چون کار انتظامی واقعاً گره گشا است باز هم این خدمت نیروی انتظامی و خدمت به مردم با استفاده از تجربیاتی که کسب کردم را انتخاب می کردم.

-خیلی ممنون. سپاسگذارم.برای شما آرزوی موفقیت دارم.

Template Design:Dima Group