گروه: اخبار
تاریخ: ۱۰:۱۸ :: ۱۳۹۸/۰۷/۰۳
پیکر «احمد» هرگز برنگشت/ فرزندم هنوز به سن تکلیف نرسیده بود که شهید شد

«بتول دهقان اشکذری» با تاکید بر اینکه پیکر «احمد» برادرم سال هاست که مفقود ماند است، گفت: حسین فرزندم هنوز به سن تکلیف نرسیده بود که به جبهه اعزام شد و اندکی بعد پیکرش را برایم به ارمغان آوردند.

«بتول دهقان اشکذری» با تاکید بر اینکه پیکر «احمد» برادرم سال هاست که مفقود ماند است، گفت: حسین فرزندم هنوز به سن تکلیف نرسیده بود که به جبهه اعزام شد و اندکی بعد پیکرش را برایم به ارمغان آوردند.«بتول دهقان اشکذری» خواهر شهید «احمد دهقان اشکذری» و مادر شهید «حسین رشیدی فر» در گفت‌وگو با خبرنگار دفاع‌پرسدر یزد؛ با بیان اینکه در خانواده ای مذهبی متولد شده است؛ اظهار داشت: در دوران پیش از انقلاب، انقلاب و دوران جنگ تحمیلی همیشه دوشادوش مردم برای حفظ اسلام در صحنه حاضر بودم.

وی افزود: سن زیادی نداشتم که با داود رشیدی فر ازدواج کردم و  ثمره این ازدواج حسین بود که سال ۱۳۴۹ متولد شد و روز به روز در برابر چشمانم قد می کشید و بزرگ می شد.

خواهر شهید دهقان اشکذری ادامه داد: برخورد اولین موشک عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ همراه با تحریکات گسترده منافقین در مرزها، برادرم احمد را برای دفاع از میهن اسلامی فراخواند و او مصمم جنگیدن شد.

وی با اشاره به حضور برادرش در محور آبادن در سال ۱۳۵۹ تاکید کرد: احمد فرمانده گروهان بود و ۷ روز از عملیاتشان گذشته بود که دوستانش برای اعلام خبر شهادتش به منزل ما آمدند اما چون پیکرش پیدا نشده بود اعلام کردند اسیر شده است.

مادر شهید رشیدی فر با اشاره به اینکه حسین پسرم احمد را الگویش قرار داده بود و علی رغم سن کم فعالیت هایش را در بسیج آعاز کرده بود، تاکید کرد: حسین هم خط خوبی داشت و هم خوب نقاشی می کرد بنابراین مسئول فرهنگی یکی از پایگاه های بسیج شده بود.

این بانوی ایثارگر یادآور شد: پسرم حدود ۱۴ سال داشت که برای حضور در جبهه اصرار می کرد و چون من به او اجازه ندادم؛ تاریخ تولدش را  از ۱۳۴۹ به ۱۳۴۵ تغییر داد.

وی ادامه داد: بار آخری که پیشم آمد که برای رفتن به جبهه اجازه بگیرد به او گفتم آخه حسین من فقط تو را دارم او سر به زیر انداخت و گفت خدای شما هم بزرگ است مادر؛ خرده تردیدهایم را کنار گذاشتم به او اجازه دادم به جبهه برود.

دهقان اشکذری با تاکید بر اینکه فرزندم هنوز به سن تکلیف نرسیده بود که به جبهه اعزام شد؛ اذعان کرد: همراه با ۳۵ شهید عملیات قدس؛ پیکرش را برایم به ارمغان آوردند.

وی ادامه داد: پدر حسین با شنیدن خبر شهادت او یکباره تغییر کرد و به صورت داوطلب در جبهه حضور یافت و سال ۱۳۶۵ به مقام شهادت نائل شد.

خواهر شهید دهقان اشکذری با اشاره به اینکه هنوز خبر موثقی از برادرم نداشتیم، گفت: دلمان خوش بود که زنده و اسیر عراقی ها است؛ بالاخره جنگ تمام شد؛ تیمی از سپاه آمدند و گفتند تمام اسرا آزاد شدند و زندان های عراقی ها خالی شده است و برادرم همچنان مفقود ماند.

شایان ذکر است؛ این بانوی ایثارگر که بازنشسته آموزش و پرورش است سال هاست از مادرش که مریض و افتاده است نگهداری می کند و مادرش همچنان منتظر و چشم به راه فرزندش احمد است.