معرفی کتاب؛
تاریخ: ۹:۳۶ :: ۱۳۹۷/۰۸/۲۶
«این بار جواد» کانالی به وادی عشق

خاطرات برادر جواد که آن‌ها را با همان لهجه شیرین اردکانی و بسیار ساده و بی‌پیرایه نقل می‌کند، لحظه‌هایی جلوی چشمان او ردیف و بر زبانش جاری می‌کند و شنونده گمان می‌کند که جواد چندین‌بار به شهادت رسیده و این روح اوست که سخن می‌گوید. «جواد کمالی اردکانی» رزمنده‌ای است که در دوران دفاع مقدس […]

خاطرات برادر جواد که آن‌ها را با همان لهجه شیرین اردکانی و بسیار ساده و بی‌پیرایه نقل می‌کند، لحظه‌هایی جلوی چشمان او ردیف و بر زبانش جاری می‌کند و شنونده گمان می‌کند که جواد چندین‌بار به شهادت رسیده و این روح اوست که سخن می‌گوید.

«جواد کمالی اردکانی» رزمنده‌ای است که در دوران دفاع مقدس با دل بریدن از خانه و کاشانه، زن و فرزند و سپردن آن‌ها به خداوند عزوجل، سلاح ایمان و جهاد برگرفت و با کوردلان و دشمنان قسم خورده‌ی این انقلاب، جانانه جنگید و اگرچه به افتخار والای شهادت نایل نیامد، اما بارها و بارها تا مرز شهادت پیش رفت و اکنون یکی از شهیدان زنده و از جانبازان با خدا معامله کرده دفاع مقدس محسوب می‌شود.

وی از هم رزمان و رفیقان شفیق بسیاری از سردران شهید در دوران دفاع مقدس بود و با سردار شهید عاصی‌زاده، بار‌ها و بار‌ها بر رهوار عشق نشست و تا مرز شهادت تاخت و کرامات زیادی از این شهید و دیگر همرزمانش دید.

گاهی در خاطرات برادر جواد که آن‌ها را با همان لهجه‌ شیرین اردکانی و بسیار ساده و بی‌پیرایه نقل می‌کند؛ لحظه‌هایی جلوی چشمان او ردیف و بر زبانش جاری می‌شود که شنونده گمان می‌کند، جواد چندین‌بار به شهادت رسیده است و این روح اوست که سخن می‌گوید.

از خاطرات جواد چنین به نظر می‌رسد که او شخصی پرتلاش در جبهه بود که یک دم آرام و قرار نداشت؛ بعد از انجام هر ماموریت یا عملیات اشک می‌ریخت و به حال شهدای هر ماموریت یا عملیات غبطعه می‌خورد و از اینکه در عملیات انجام شده، شهادت نصیب او نشده است، بغض راه سینه‌اش را می‌گرفت.

باید با او همره شد و در لابه لای خاطرات نقل شده اش، دل هوایی شده را به جزیره مجنون، شلمچه، هورالظیم و خلاصه همه جا‌هایی که برادر جواد از آن‌ها خاطره نقل کرده است، روانه کرد.

این کتاب حاصل همکاری صمیمانه یکی از یادگاران دفاع مقدس با موسسه احیای فرهنگ دارالعباده یزد است که در ۱۶۵ صفحه در سال ۱۳۸۸ چاپ و منشر شده است.

انتهای پیام/