به قلم «حبیب الله غفوری»، دبیر بازنشسته و عضو بسیج هنرمندان یزد:
تاریخ: ۱۲:۲۶ :: ۱۳۹۷/۰۴/۰۹
سفر عشق به «معراج شهدا» و « اردوگاه شهید عاصی زاده»

دل کندن از معراج شهدا، با آن حال و هوای معنوی برایمان سخت بود، اما باید با شهدا که ساعتی میهمانشان بودیم، خداحافظی می کردیم. سوار اتوبوس شدیم و کمتر از نیم ساعت بعد، به اردوگاه راهیان نور استان یزد که در بخشی از مجموعه پادگان شهید عاصی زاده بنا گردیده، وارد شدیم. «راهیان نور» […]

دل کندن از معراج شهدا، با آن حال و هوای معنوی برایمان سخت بود، اما باید با شهدا که ساعتی میهمانشان بودیم، خداحافظی می کردیم. سوار اتوبوس شدیم و کمتر از نیم ساعت بعد، به اردوگاه راهیان نور استان یزد که در بخشی از مجموعه پادگان شهید عاصی زاده بنا گردیده، وارد شدیم.

«راهیان نور» نامی است برای گروه بزرگی از کاروان‌های سیاحتی – مذهبی در ایران که به بازدید از مناطق جنگی بازمانده از جنگ ایران و عراق در غرب و جنوب غربی این کشور می‌پردازند.

بیشتر این کاروان‌ها هم‌زمان با تعطیلات نوروزی و نیز تعطیلات تابستانی، برای مناطق غرب کشور، فعال می‌شوند و مناطق مرزی استان خوزستان به ویژه منطقه شلمچه از مقصدهای پرطرفدار این گروه‌ه است. همچنین به سمت یادمان شهدای شوش نیز سفر می‌کنند.

بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس سازمان دهنده و متولی اصلی اردوهای سراسری «راهیان نور» است که هر ساله گروه‌هایی از مردم مناطق مختلف ایران را برای بازدید از مناطق جنگی غرب و جنوب غربی این کشور، به استان‌های هم‌مرز با عراق می‌برد.

گاهی در این بازیدها دلنوشته ها و یادداشت های خوبی به دست مان می رسد که یکی از آنها به قلم «حبیب الله غفوری»، دبیر بازنشسته و عضو بسیج هنرمندان یزد نوشته شده است در ادامه آورده ایم:

از جمله مکانهای مقدّسی که در این سفر روحانی و معنوی، موفّق به زیارت آن شدیم، معراج شهدا در شهر اهواز و در مجموعه ای کاملاً مناسب و در مجاورت یکی از خیابانهای اصلی شهر بود. ورودی معراج مزیّن شده بود به عکس ها و پوسترهایی که عمدتاً از شهدای مفقود بود.

در بین عکسها، دیدن عکس خواهر زاده ام، شهید محمد علی حاجی ابراهیمی که در عملیات بدر، در زمستان سال ۶۳ ، به شهادت رسید و جنازه اش در تابستان ۸۸ در منطقه، کشف و در زادگاهش، روستای بیداخوید، تشییع و به خاک سپرده شد، خیلی مرا تحت تأثیر قرار داد.

وارد سالنی شدیم که در آن فیلمهایی از تشییع جنازه شهدا و صحبت خانواده های معظم شهدا پخش می شد. مهمترین بخش سالن، گوشه انتهایی آن بود. محلی که در آن تعداد ۲۱ شهید گمنام تازه تفحص شده در معرض دید زائرین قرار داشت. مجموعه ای بصورت کیوسک شیشه ای که کف آن نسبت به سطح زمین برجسته بود و کیسه های سفید رنگ حاوی استخوانهای شهدای گرانقدر که بوسیله گروههای تفحص از مناطق عملیاتی بدست آمده و هر بیننده ای را تحت تأثیر قرار می داد.

 وضعیت روحی زائرین در این مکان قابل وصف نیست، بقایای اجساد شهدا، مربوط به بیش از ۲۰ سال قبل می باشد. مواردی از پیکرهای شهدا، روی آنها قید شده، مربوط به مناطق سومار و ابوالخصیب عراق می باشد. عملیات تفحص با سختی و مرارتهای زیاد و با جانفشانی و رشادت توأم با عشق و ایمان نیروهای داوطلب بسیجی انجام می گیرد و در واقع نوعی سپاسگزاری به کار شهیدان و ارزش قائل شدن برای آنان است.

اردوگاه شهید عاصی زاده، یادآور خاطرات سالهای عشق و ایثار

دل کندن از معراج شهدا، با آن حال و هوای معنوی برایمان سخت بود، اما باید با شهدا که ساعتی میهمانشان بودیم، خداحافظی می کردیم. سوار اتوبوس شدیم و کمتر از نیم ساعت بعد، به اردوگاه راهیان نور استان یزد که در بخشی از مجموعه پادگان شهید عاصی زاده بنا گردیده، وارد شدیم.

پادگان شهید عاصی زاده، همان پادگانی است که محل استقرار تیپ ۱۸ الغدیر یزد در دوران دفاع مقدس بوده و در کیلومتر ۱۰ جاده اهواز به اندیمشک واقع است.

در طول راه، راویان، از چگونگی پیشروی نیروهای عراقی در ابتدای جنگ و جانفشانی های رزمندگان ، با توجه به کارشکنی بعضی از جریانات داخلی صحبت می کردند . من نیز بیاد دارم که در همان دوران جنگ ، بویژه اوائل آن، در حالی که رزمندگان بدترین شرائط را در جبهه ها تحمّل می کردند ، هنگام مرخصی و بازگشت به زادگاه خود ، گاهی به دست بعضی از عوامل خائن، به شهادت می رسیدند و خدا را شکر این جنایت ها، بعد از یکسره شدن کار سیاسی و تصفیه خائنین، پایان یافت و نتیجه همان شد که مردم، با میل و رغبت بیشتر به سمت جبهه ها هجوم برده و جنگ، چهره دیگری به خود گرفت .

پادگان، به نام سردار شهید ذبیح الله عاصی زاده، اولین فرمانده تیپ الغدیر نامگذاری شده تا بدینوسیله گوشه ای از ایثار و فداکاری این شهید بزرگوار پاس داشته شود . بخشی از اُردوگاه ، بازمانده از فضای بزرگ پادگان عاصی زاده ، یعنی همان محل استقرار تیپ ۱۸ الغدیر است که به سپاه الغدیر یزد واگذار شده و حضور در این فضا تداعی کننده یاد و خاطره رزمندگان استان یزد در دوران دفاع مقدس می باشد. این اُردوگاه دارای یک نمازخانه بزرگ، آشپزخانه، سرویسهای بهداشتی و آسایشگاههای مجزا، ساختمان ویژه راویان و مرکز فرماندهی و مدیریت می باشد که در سالهای اخیر بازسازی و یا بنا شده است ، همچنین محوطه سازی اُردوگاه نیز به طور شایسته ای طراحی شده و در دست اجرا می باشد.

احساسی که در این فضا به هر فرد دست می دهد، غیر از یاد و خاطرات دوران دفاع مقدس این است که گویا در قطعه ای از سرزمین استان یزد وارد شده ایم. کلیه کسانی که در این مکان مشغول انجام امور می باشند، دل از ظواهر زندگی فریبنده شهرها کنده اند و با ظاهری ساده و با همان لباسهای رزم دوران دفاع مقدس، یاد آور خاطرات سالهای عشق و ایثارند.

گویا همین عزیزان که حالا محاسنی جو گندمی و یا کاملاً سفید داشته و به سنّ کمال رسیده اند ، در حال و هوای افتخار آمیز گذشته اشان سیر می کنند. بدیهی است که این زندگی ساده و این محیط صمیمانه می تواند بر روی زائران این سرزمین، تأثیری شایسته داشته باشد و آنان را به اندیشه وا دارد.

انتهای پیام/