کبوتر خونین بال خرمشهر (۱)؛
تاریخ: ۱۰:۰۴ :: ۱۳۹۷/۰۳/۰۱
شهید فتاحی: به ندای «هل من ناصر ینصرنی» امام بزرگ لبیک می‌گوییم

شهید «حسن‌علی فتاحی اردکانی» در فرازی از وصیتنامه خود نوشته است:‌ ای حسین! اگر نبودیم در صحرای کربلا تا به «هل من ناصر ینصرنی» تو پاسخ گوییم، حالا در این زمان به صدای «هل من ناصر ینصرنی» امام بزرگ لبیک می‌گوییم. سوم خردادماه و آزادسازی خرمشهر، واقعه‌ای تاریخی است که هرگز از ذهن‌ها پاک نمی‌شود. […]

شهید «حسن‌علی فتاحی اردکانی» در فرازی از وصیتنامه خود نوشته است:‌ ای حسین! اگر نبودیم در صحرای کربلا تا به «هل من ناصر ینصرنی» تو پاسخ گوییم، حالا در این زمان به صدای «هل من ناصر ینصرنی» امام بزرگ لبیک می‌گوییم.

سوم خردادماه و آزادسازی خرمشهر، واقعه‌ای تاریخی است که هرگز از ذهن‌ها پاک نمی‌شود.

در عملیات غرورآفرین «بیت‌المقدس» که از ۱۰ اردیبهشت‌ماه سال ۶۱ شروع شد و تا سوم خردادماه و آزادسازی خرمشهر ادامه یافت، شهدای بسیاری خون پاک خود را نثار میهن اسلامی‌مان کردند.

رزمندگان استان یزد هم مثل همیشه با حضور مستمر خود، نقشی را در این واقعه مهم ایفا کردند و این دفاع جانانه به مردم ولایی یزد لاله‌های سرخی را هدیه کرد.

در همین راستا به معرفی برخی از این شهدای والامقام می‌پردازیم.

شهید «حسن‌علی فتاحی اردکانی»

«حسن‌علی فتاحی اردکانی» فرزند مرحوم «محمد»، متولد سال ۱۳۳۸ در «اردکان» است که در تاریخ ۱۷ اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۶۱ در خرمشهر با مسئولیت فرمانده دسته تیپ «کربلا» بر اثر اصابت ترکش به سرش به شهادت رسید.

از این شهید والامقام وصیت‌نامه‌ای بر جای مانده است که در ادامه آن را می‌خوانید:

کم کم آفتاب عمرم کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌شود و احساس می‌کنم که [باید] وصیت‌نامه خود را بنویسم.

با درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیان‌گذار این نهضت خون‌بار امام خمینی و سلام بر شهیدان در خون خفته که با نثار خون خود، نهال انقلاب را آبیاری کرده و می‌کنند؛ و درود و سلام بر شهیدان زنده‌مان، این جانبازان انقلاب که با نثار کردن بعضی از اعضای بدن خود، این انقلاب را یاری کرده و می‌کنند.

ملت شهیدپرور! شما الان در معرض آزمایش خداوندی هستید که می‌فرماید: «شما را آزمایش می‌کنم به چیز‌هایی از قبیل: ترس، گرسنگی، کاهش مال و جان‌ها» و در آخر می‌گوید «این آزمایش‌ها از آن صبرکنندگان است و هرگاه پیش آمدی بر شما آید بگویید ما از خداییم و باز گشت ما به سوی اوست».

ای حسین! اگر نبودیم در صحرای کربلا تا به «هل من ناصر ینصرنی» تو پاسخ گوییم، حالا در این زمان به صدای «هل من ناصر ینصرنی» امام بزرگ لبیک گفته که همان فرزند و رهرو توست و صدای توست که از حلقوم او بیرون می‌آید.

و ای ملت شهیدپرور! شما هم باید به تمام حرف‌های امام گوش فرا دهید و تمام فرمایش‌های او را به مرحله اجرا درآورید وگرنه گمراه خواهید شد‌.

ای ملت شهیدپرور! من که در زنده ماندنم نتوانستم کاری برای شما بکنم، بلکه بتوانم با ریختن قطره قطره خون خود دین خود را به انقلاب ادا کنم.

پدر و مادر عزیزم سلام، سلام مرا بپذیر که از اعماق قلبم برمی‌خیزد‌. ای پدر و مادر عزیز! مرا ببخشید اگر در دوران کودکی به حرف شما گوش نداده و سرپیچی کرده‌ام‌. ای پدر و مادر عزیز! از مرگ من متأسف نشوید و در مرگ من نگریید و صبر کنید که خداوند کریم با انسان‌های صابر است و گره هر مشکلی در زندگی با صبر باز می‌شود، هر چه کردید راهم را ادامه دهید و فقط و فقط در مرگ نگریید که اجر داشته باشید.

انتهای پیام/